خبرفوری   |  سیاسی  |  

رئیسی چرا از دادستانی ویژه روحانیت استعفا نمی‌دهد؟/ امام زنده بود، رفراندوم برگزار می کرد/ مگر امامزاده‌ها معصومند که زیارتنامه دارند، چرا امام نداشته باشد؟/ حتی جوکها را برای هاشمی تعریف می‌کردم/ داستان زندان‌ها جدید نیست

غلامعلی رجایی می‌گوید هم رئیسی و هم معاون اولش از مصادیق دو شغله‌ها هستند و باید از شغل پیشین خود اس

رئیسی چرا از دادستانی ویژه روحانیت استعفا نمی‌دهد؟/ امام زنده بود، رفراندوم برگزار می کرد/ مگر امامزاده‌ها معصومند که زیارتنامه دارند، چرا امام نداشته باشد؟/ حتی جوکها را برای هاشمی تعریف می‌کردم/ داستان زندان‌ها جدید نیست

غلامعلی رجایی می‌گوید هم رئیسی و هم معاون اولش از مصادیق دو شغله‌ها هستند و باید از شغل پیشین خود استعفا دهند.

مریم محمدپور: چهره اش شباهت زیادی به کسی دارد که نامش با نام او گره خورده است. غلامعلی رجایی به عنوان مشاور مرحوم هاشمی رفسنجانی شناخته می شود و نه تنها چهره اش شبیه پسر رئیس پیشین مجلس خبرگان رهبری یعنی محسن هاشمی است، بلکه مانند خاندان هاشمی در طول مصاحبه با صدایی آرام و با طمانینه سخن می گوید. اما پس از آن شوخ می شود و می تواند طوری با صدای مرحوم سخن بگوید که فکر کنید اساسا «استخر فرهی» در کار نبوده است.

غلامعلی رجایی مهمان دفتر خبر فوری بود و در گفتگویی که با او داشتیم عمدتا از دو چهره بزرگ انقلاب یعنی امام خمینی و اکبر هاشمی رفسنجانی سخن گفتیم. رجایی استاد تاریخ است و درباره این دوچهره چندین کتاب دارد. دست آخر موضوع کمی به روزتر شد و پس از سخن درباره وضعیت زندان ها و به پیشنهاد خودش، دولت ابراهیم رئیسی موضوع سخن شد. او مشاور هاشمی رفسنجانی در مجمع تشخیص مصلحت نظام بود و این موقعیت باعث شده که شناخت جامعی از مرحوم هاشمی داشته باشد.

خبر فوری: مدتی است که بحث در مورد مقبره‌ و زیارتنامه امام خمینی در فضای مجازی شدت گرفته است. شما در مورد سیره‌ امام چندین و چند جلد کتاب نوشته‌اید؛ از نگاه شما به‌عنوان کسی که با امام و نوع زندگی ایشان آشناست آیا اگر امروز امام زنده بودند به مقبره‌ خود می‌رفتند؟

رجایی: البته کسی بر سر مقبره‌ی خود نمی‌رود ‌

خبر فوری: قطعا همین‌گونه است اما منظور در شرایط مشابه است

رجایی: تصور من این است که چون نقش امام در تاریخ  ایران و انقلاب و پی‌انداختن آن بی‌بدیل بود اقوام ایشان تصمیم به ساخت مقبره گرفتند اما به باور و دید من این تصمیم درست نبود چراکه با ساده‌زیستی و سیره‌ ایشان هم‌خوانی نداشت. البته احمد خمینی خود زاهد بود و می‌دانم و آگاهم که تا هنگام مرگ هیچ‌گونه دارایی و ملک و املاک و حتی حقوقی نداشت و هزینه‌های زندگی او را امام پرداخت می‌کرد پس چنین انسانی نمی‌تواند به‌دنبال تشریفات باشد. البته شاید این‌گونه تشریفاتی هم در ذهن اقوام امام نبود اما ناخواسته در این راه قرار گرفتند و ناگهان به این شکل درآمد.

خبر فوری: یعنی نقشه تغییر کرد؟

رجایی: گسترش پیدا کرد البته تا جایی‌که می‌دانم با رهبری هم مشورت‌ها و هماهنگی‌هایی شده بود چراکه بدون این امر چنین کاری شدنی نبود، چون احمدآقا پس از امام در جلساتی شرکت می‌کرد که آقایان هاشمی و رهبری در آن بودند و در این جلسات سه نفره این پیشنهاد را مطرح کردند و نمی‌توان تصور کرد چنین پروژه‌ی عظیمی که بودجه‌ی فراوانی هم نیاز دارد بدون هماهنگی با رهبری انجام شود. اما این‌که به‌راستی دیدگاه همه ساختن چنین بارگاهی بود، گمان نمی‌کنم و البته در مورد محل دفن امام هم بحث بود که سرانجام تصمیم بر این محل شد و در این مورد هم مجموعه عوامل بررسی شد برای نمونه محلی باشد که مردم برای رفتن به آن‌جا به زحمت نیفتند و به ترافیک تهران نیفزاید. به یاد ندارم امام جای خاصی را برای حل دفن خود وصیت کرده بودند یا خیر همان‌گونه‌که آقای هاشمی هم این کار را انجام نداده بودند به‌هرروی این کار انجام شد، اگرچه از دید من نباید انجام می‌شد چون در شأن امان نبود اما از دید من پرداختن به این مساله ازسوی دوستانی مانند شما و کسانی‌که به این موضوع دامن می‌زنند به بارگاه امام مربوط نیست و بیش‌تر به این موضوع مربوط است که همه می‌گویند امام با این کار مخالف بود و به‌دنبال این هستند که این کار را چه کسی انجام داده است کسی در مورد احمد چیزی نمی‌گوید و همه در مورد سید حسن خمینی می‌گویند و بحث را به‌سوی بیت امام می‌برند.

خبرفوری: من قصد ندارم وارد این مساله شوم چون شما در مورد سیره‌ امام کتاب دارید من این موضوع را مطرح کردم و چون این روزها این موضوع جنجال‌های زیادی را به‌وجود آورده است و شما هم نسبت به اما شناخت خوب و کافی دارید سوال من این است که به‌راستی اگر امروز امام زنده بود با این کار موافق بود؟

رجایی: خیر در ابتدا هم گفتم اما تحلیل می‌کنم که از آغاز هم بحث این‌گونه نبود، رهبری هم می‌دانستند اما مخالفتی نکردند امروز هم چیزی نمی‌گویند. البته ممکن است رهبری با سیستم کنونی موافق نباشند و حتی گمان می‌کنم آقای سید حسن خمینی هم با ترکیب کنونی مخالفند اما تصورم این است که در اوضاع کنونی مطرح‌کردن چنین موضوعاتی تنها برای به زیرپرسش‌بردن بیت امام است چراکه امام را همه می‌شناسند و بر ساده‌زیستی ایشان همگان اذعان دارند چنان‌که تا پایان عمر درصورتی‌که می‌توانست هزاران متر زمین و ملک داشته باشد در یک خانه‌ اجاره‌ای زندگی کرد.

حتما شنیده‌اید می‌گویند چرا برای امام زیارت‌نامه نوشته‌اند اما مگر تمامی افرادی که امام‌زاده هستند چیزی جز آقای خمینی هستند؟ تمامی مکان‌هایی که برای زیارت به آن‌ها سر می‌زنیم، مگر معصوم بوده‌اند؟

بنابراین تنها بیت ایشان هستند که مورد پرسش و بازخواست قرار می‌گیرند. حتی در مورد احمد آقا می‌دانم از دنیا رفتند درحالی‌که خانه نداشتند که حق طبیعی کسی است که خود را وقف امام و انقلاب کرده است. یکی از نزدیکان ایشان در بیت امام می‌گفت هنگامی‌که امام فوت کردند ایشان دو کیسه پر دلار و یورو و درهم دادند و گفتند این‌ها متعلق به امام است و به فلان جا تحویل دهید. کسی هم نتوانست چیزی دربیت امام به‌عنوان ملک و املاک پیدا کند درصورتی‌که امام توانایی و کاریزمای داشتن همه چیز را داشت.

خبرفوری: در مورد کیسه‌ پول توضیح می‌دهید.

رجایی: به هرروی‌ برای امام هدایا و خمس و زکات و وجوهات گوناگون و فراوان ازسوی مقلدانشان می‌آمد و ایشان آن‌گونه‌که صلاح می‌دانستند از آن‌ها استفاده می‌کردند که پس از امام در اختیار احمدآقا بود که با گونی آن‌ها را حمل می‌کرد و به مرکز مربوطه می‌فرستاد.

 اما در مجموع چنین بارگاهی نباید در جمهوری اسلامی به‌وجود می‌آمد و ساخته می‌شد درعین‌ این‌که امام در جایی دفن می‌شوند که شأنشان از لحاظ وسعت حفظ می‌شد اما در نهایت سادگی. دوستانی هم که آن‌جا را ساخته‌اند می‌گویند ما کاخ نساخته‌ایم و معمولا زیارت‌گاه‌ها در شأن افرادند و موضوع را به این سمت می‌برند که حتما شنیده‌اید می‌گویند چرا برای ایشان زیارت‌نامه نوشته‌اند اما مگر تمامی افرادی که امام‌زاده هستند چیزی جز آقای خمینی هستند؟ تمامی مکان‌هایی که برای زیارت به آن‌ها سر می‌زنیم، مگر معصوم بوده‌اند؟ به همین شکل بودند درصورتی‌که نقشی که امام بازی کردند و حتی خدماتی که ارائه دادند  را هم نداشتند. چگونه است که کسی نمی‌گوید برای کسی که معصوم نیست نباید زیارت‌نامه خواند یا چنین چیزی نوشت. البته در این‌جا نمی‌خواهم وارد محتوای زیارت‌نامه شوم‌.

خبرفوری: پس از نظر شما صرف داشتن زیارت‌نامه ایرادی ندارد.

رجایی: ابدا. مانند این‌که وقتی بر سر مزار اقوامتان که می‌روید در مفاتیح برای اموات زیارت‌نامه وجود دارد و آن را می‌خوانید که می‌گوید شما رفتید و ما هم به شما ملحق می‌شویم و صلوات و فاتحه. اما در این مورد آیا امام خمینی را با این حرم و بارگاه در حد معصوم بردند؟ اگر این‌گونه شده باشد باید ایستادگی و اعتراض کرد. آیا براین باورند که هر آن‌چه امام بگوید نمی‌توان خدشه‌ای به آن وارد کرد؟ من در مورد نحوه‌ی اندیشه‌ی امام کلاسی داشتم و در این مورد تدریس می‌کردم و در پژوهش‌کده‌ی امام که زیرنظر تولیت آستان حضرت امام است دیدگاه‌های خود را بیان می‌کردم. مهم این است که ما امام را از دایره‌ی نقد خارج نکنیم و در اندیشه‌ی ایشان اجتهاد کنیم اگرچه در جمعی که با استادان دانشگاه آزاد داشتم بیان کردم که برخی از اندیشه‌های ایشان تاریخ مصرف دارد و امروز باید به‌سوی اندیشه‌های بهتر و پویاتری حرکت کنیم.  

وقتی در سال 57 امام بعد از 14 سال به کشور برگشت، در بهشت زهرا زیر دست و پای مردم افتاد، . پس از آن امام تعریف می‌کردند احساس می‌کردم زیر دست و پا درحال مردنم، امام گفتند احساس کردم شیرین‌ترین لحظاتی‌که در عمرم داشتم همان بود که احساس می‌کردم زیر دست و پای این مردم درحال جان‌دادنم 

خبرفوری:  امام خود اهل زیارت‌نامه بودند؟ چون تصویری از ایشان در حرم‌ها دیده نشده است.

رجایی: امام چهارده سال در نجف بودند جز یک روز که آن هم گویا حرم را بسته بودند و اجازه‌ی ورود به کسی را نمی‌دادند هر روز آن‌جا بودند و همان یک روز هم که نتوانسته بودند بروند به پشت بام رفته و زیارت امین‌ا‌لله خواندند. همان‌گونه‌که می‌دانید زیارت‌نامه‌ها به دو شکلند برخی از آن‌ها را معصومین گفته‌اند مانند امین‌ا‌لله و برخی دیگر ادبیات است. اگر نوع دوم را نخوانید مشکلی نیست مانند این‌که وارد بارگاه امام رضا می‌شوید و سلامی می‌گویید و وارد می‌شوید تا زیارت‌نامه‌ی اصلی را بخوانید باقی همه ادبیات است. امام هم هرگز زیارت‌نامه‌های امین‌الله و عاشورایش ترک نمی‌شد. جالب این‌جاست که خودشان می‌گفتند روحیه‌ی عوام‌گونه دارند چون آقا مصطفی به ایشان گفته بودند شما مانند عوام هستید هر روز باید زیارت‌نامه بخوانید و گنبد را ببینید. ایشان در پاسخ گفته بودند دعا کنید خداوند این روحیه‌ی عوام‌گونه را از من نگیرد. این فلسفه‌ی نزدیکی به افراد در شیعه جایگاه خاصی دارد.  

خبرفوری: به آقای هاشمی اشاره کردید که در جلسات اولیه و سه نفره حضور داشتند و احتمالا این تصمیم‌گیری در آن زمان انجام شده است. شما به ایشان هم بسیار نزدیک بودید می‌خواهم بدانم دیدگاه ایشان در مورد مقبره‌ی امام چه بود.  

رجایی: در این‌باره هیچ‌گاه صحبتی نشد اما در خاطرات سالانه ایشان هست که در دهه فجر با حاج احمدآقا در این باره تبادل نظر کردند، یعنی به این صورت کمک می کردند. این طور موضوعات مانند قطع‌نامه است که در زمان آقای هاشمی که مسئول جنگ بود نوشته شد و دیگران سکوت کردند درصورتی‌که امام از جمعی شامل فرماندهان و آقای خامنه‌ای و دولت و آقای هاشمی کمک خواستند و همه در قطع‌نامه دخیل بودند. در مورد حرم امام هم دولت به آقای هاشمی زمین و امکانات دادند و رهبری تایید کردند و کار آغاز شد و مسلما آن‌ها با دست خالی که کار نمی‌کردند، از امکانات دولتی استفاده می‌کردند و با این وجود هیچ‌جا ندیدم آقای هاشمی نسبت به این موضوع نقدی داشته باشند.

خبرفوری: موضوع این‌جاست که نقدها در آن زمان به جدیت امروز نبود

رجایی: از دید من کسانی‌که این مسائل را مطرح می‌کنند اهداف سیاسی دارند درصورتی‎‌که باید به موارد اصلی‌تر بپردازند درواقع می‌خواهند با مطرح‌کردن این‌گونه مسائل اذهان را از موارد مهم‌تر منحرف کنند. من فکر می‌کنم برای دیده‌شدن مراکزی خاص نیازی به پایین‌کشیدن امام نداریم و به باور من این موضوع سیاسی و پروپاگاندا در مورد بیت امام است.

خبرفوری: پس از دید شما طراحی شده است

رجایی: دقیقا

خبرفوری: کسانی‌که این نقشه را پیش بردند در این راه موفق شدند؟

رجایی: هر حرکت تخریبی اگر خوب پاسخ داده نشود تاثیر خود را خواهد گذاشت اما از دید من در درازمدت کسی نمی‌تواند از ارزش‌های امام بکاهد. من بارها گفته‌ام اگر امام نبود، ایران، ایران نبود. ما در سال 1345 بحرین را هم تسلیم کردیم و از دست دادیم. بحرین جزو استان فارس بود و آب و هوای آن اعلام می‌شد. شاه می‌گفت ما که نمی‌توانیم کنار هر فرد یک مامور قرار دهیم و یک رفراندوم ساختگی درست کردند و با پول کلفت‌های فیلیپینی و فلسطینی و مانند آن رای جمع کردند و استقلالش را به رسمیت شناختند.

اگر امام زنده بودند و مردم از ایشان می‌خواستند فراندوم برگزار کند، حتما این کار را انجام می‌‌دادند چون حکومت متعلق و برای مردم است. البته ایشان براین باور بود که مردم از اصل اسلام برنمی‌گردند

در زمان رضاشاه مرزهای دیگری را هم از دست دادیم. اما همان‌گونه‌که اگر نادرشاه نبود ایران هم نبود چراکه او بود که شهرهای ما را از درون قلمرو عثمانی‌ها و ازبک‌ها و افغان‌ها بیرون کشید با این‌که افغان‌ها ایرانی بودند اما تهاجمشان را از پایتخت دور کرد و برای کشور تمامیت ارضی به‌وجود آورد، اگر امام هم نبود ایرانی وجود نداشت و استقلال و تمامیت ارضی کشور ما مدیون سیاست‌های ایشان است. جمله‌ای بیان می‌کنم از من به امانت داشته باشید؛ در زمان جنگ من سه سال مسئول تبلیغات قرارگاه خاتم بودم. یک روز با آقای سرلشگر قاسم ظهیری‌نژاد که بسیار بلند قامتند با آن لهجه‌ی آذری گفت می‌دانی امام به من چه گفت؟ گفت من تو را دوست دارم و سپس ادامه داد من خیلی تو را دوست دارم و این جمله را سه بار تکرار کردند. خاطره‌اش این بود می‌گفت با فرماندهان رفته بودیم و در مورد نقشه‌های عملیاتی صحبت می‌کردیم و توضیح می‌دادیم هنگامی‌که بحث تمام شد امام گفتند بحث تمام شد گفتیم بله. دستشان را روی نقشه گذاشتند و گفتند ببینید آقای ظهیری‌نژاد اگر دشمن بخواهد به اندازه‌ی این پنجه از خاک ایران جدا کند -نه از نقشه که چند استان را شامل می‌شود بلکه منظور از خاک ایران است- ترجیح می‌دهم پنجه‌ام قطع شود اما یک پنجه از خاک ایران به دست دشمن نیفتد. تفاوت را ببینید کسی که در زمان طاغوت به درجه‌ی امیری نائل شده و درجه گرفته است و فرد خوش‌ذاتی هم بود و زحمات فراوانی هم کشید، امام با او انگونه برخورد می کند.

خبرفوری: با این توصیف گویا امام بسیار ناسیونالیست بودند...

رجایی: خیر امام خیلی ناسیونالیست نبودند اما اجازه نمی‌دادند همین چهارچوب حریم ایران ذره‌ای دچار خدشه شود. در این زمینه خاطره‌ای دارم. آقای شمخانی تعریف می‌کرد نزد امام رفتیم من آیه‌ای خواندم الحمدللَّه الّذی هدینا لهذا و ما کنّا لنهتدی لولا ان هدینااللَّه که بخش آخر آن را اشتباه خواندم که امام فورا آن را اصلاح کردند یا در میان سخنانم گفتم شط‌العرب امام سخنم را قطع کردند و گفتند اروندرود یعنی امام فرد دوم سپاه پس از محسن رضایی در جنگ یعنی آقای شمخانی را ادیت می کند. درصورتی‌که شاید همین امروز هم به جنوب بروید از این‌گونه اصطلاحات زیاد بشنوید که منظوری هم در آن نیست براساس عادت گفته می‌شود.

خبرفوری: آقای شمخانی هم اهل همان‌جا هستند

رجایی: بله اهل اهوازند که نمی‌دانم بر سر عادت چنین چیزی گفته‌اند که البته یک شط‌العرب هم در بصره داریم.  امام چندان ناسیونالیست نبودند اما به مردم ایران علاقه‌ی فراوانی داشتند. خاطره ای بگویم از هنگامی‌که امام در بهشت‌زهرا و زمانی‌که پس از 14 سال به کشور برمی‌گردد به زیر دست و پا می‌افتند که عبا و عمامه‌شان از دست می رود. ما گفتیم در این 14 سال هیچ رخدادی روی نداد و امروز زیر دست و پای مردم خودمان امام از دست رفت که با هر زحمتی بود به جایگاه برگردانده شدند. پس از آن امام تعریف می‌کردند احساس می‌کردم زیر دست و پا درحال مردنم -من در فاجعه‌ی مکه گرفتار شدم و می‌فهمم چه حسی است گویی با مرگ کم‌تر از یک دقیقه فاصله دارید. برای من معجزه شد که در میان کشته‌شدگان 66 مکه نبودم.- اما امام گفتند احساس کردم شیرین‌ترین لحظاتی‌که  در عمرم داشتم همان بود که احساس می‌کردم زیر دست و پای این مردم درحال جان‌دادنم و ما می‌دانیم که امام حرفی را بدون فکر نمی‌گفتند. بارها به امام می‌گفتند با مردم و گروه‌ها که به دیدنشان می‌آیند با خوش‌رویی بیش‌تری برخورد کنید می‌گفتند شما فکر می‌کنیم من خود نمی‌دانم؟ می‌دانم اما با نفسم چه کنم که می‌گوید خوب برخورد کن تا مریدانت افزون شوند. ایشان مدت‌ها روی خود و رفتارش کار کرده بود. برخی عنانشان دست نفسشان است اما ایشان مراقبت می‌کردند. من بارها درخاطرات و نوشته‌هایم بیان کرده‌ام که آقای سید حسن صالحی که از گذشته‌های دور جزو یاران معتمد امام بودند می‌گفتند امام به ایشان گفته بود: حاج حسن آقا به یاد دارید پس از ماجرای 15 خرداد من جمله‌ای گفتم؟ شما به من گزارش دادید و من به شما گفتم باکی نیست چون مردم با ما هستند - در آن زمان برخی از مراجع کاری نمی‌کردند یا تاخیرهایی داشتند و امام را تنها گذاشته بودند درصورتی‌که در ابتدا همراهی کرده بودند-  آقای صالحی گفتند بله به خوبی به یاد دارم. امام می‌گویند فکر نمی‌کنید این چهارده سالی که در تبعید بودم به دلیل همین یک جمله بود که یک لحظه از یاد خدا غافل شدم و به جای آن‌که بگویم خدا با ماست از مردم گفتم؟

کسی آقای هاشمی را از رفتن به نماز جمعه منع نکرد اما ایشان خودشان نرفتند. آنها افرادی را می آوردند که زمین چمن و وسط را می‌گرفتند و دربرابر دوربین هم می‌نشستند و همه هم می‌دانیم از کجا هستند، مجلس را برهم می‌زدند و حرمت نماز و سپس خودشان شکسته می‎ شد و تصمیم گرفتند این کار را انجام ندهند

این فرد هنگامی‌که می‌گوید این ملت ایران که جانم فدای یکایک آن‌ها باد نیازی به پروپاگاندا و مرید پروری ندارد کمااینکه درهواپیما می‌گویند اگر مردم ایران بگویند جمهوری اسلامی نمی‌خواهیم چون می‌دانید که نخست این‌گونه نبود و بعدها در پاریس حکومت اسلامی به جمهوری اسلامی بدل شد؛ چه می‌کنید؟ گفتند من حرف خود را می‌زنم اما به مردم احترام می‌گذارم. من به‌عنوان کسی که کارشناس زندگی امام است و در این زمینه 5 جلد کتاب نوشته است به جرات می‌توانم بگویم کسی مانند امام کسی را کم‌تر دیده‌ام که مدام حواسش به رفتارش باشد که چه بگوید و چگونه رفتار کند و به جرات می‌گویم اگر مردم بودند و مردم می‌گفتند جمهوری اسلامی و اکنون می‌گوییم نمی‌خواهیم، اگرچه پرسش بسیار دشواریست چراکه به‌هرروی ما در این راه خون و جوان داده‌ایم اما درعین‌حال مطمئن هستم اگر ایشان بودند حتما به رای مردم احترام می‌گذاشتند.  

‌ خبرفوری: یعنی اگر امروز امام زنده بودند رفراندوم برگزار می‌کردند؟

رجایی: اگر از ایشان می‌خواستند و خواست مردم این‌گونه بود حتما این کار را انجام می‌‌دادند چون حکومت متعلق و برای مردم است. البته ایشان براین باور بود که مردم از اصل اسلام برنمی‌گردند هنگامی‌ هم که از او پرسیدند اگر مردم بگویند نمی‌خواهیم شما چه می‌کنید گفتند البته این‌گونه نیست. چون در خیابان همه می‌گویند ما اسلام می‌خواهیم اما اگر این‌گونه باشد من به دیدگاهشان احترام می‌گذارم اما حرف خود را هم بیان می‌کنم.

من حتی به افرادی که در تایید و رد صلاحیت نماینده‌ها بودند می‌گفتم به شما ربطی ندارد که این کار را انجام دهید مردم هر کسی را که می‌خواهند باید بتوانند انتخاب کنند. اما می بینید آنقدر دامنه استصواب تنگ شد که به استعفای آقای آملی لاریجانی رسید. من از این ماجرا تعجب نمی کنم چراکه تیغ استصواب دست خودشان را برید. این تیغ در دستان خودش بود حال که به خودش خورد متوجه شد خوب نیست. اما بسیاری را در مجلس و خبرگان و مانند آن به بهانه‌های گوناگون رد کردند. کسی نزد من آمد و گفت مرا که دختر شهید و فرهنگی هستم را رد کرده‌اند و تنها دلیلشان این بود که من با فائزه هاشمی عکس داشته‌ام. شخص دیگری که در دزفول با من ملاقات کرده بود را هم رد کرده بودند. پرسیده بود به چه دلیل؟ من که شاگرد آقای مصباح بودم؟ گفته بودند شما در فلان تاریخ با دکتر رجایی در مجمع تشخیص ملاقات داشته‌اید. به آقای هاشمی گفتم از شما که گذشته است هر کسی با شما ملاقات کند رد صلاحیت می‌شود که هیچ، اگر کسی با من هم ملاقات کند به همین سرنوشت دچار می‌شود.

خبرفوری: چه واکنشی داشتند؟  

رجایی: خندیدند

خبرفوری:  شما مشاور ایشان بودید از مشاوره‌هایی که به ایشان دادید کمی بگویید درواقع قصد دارم بدانم ایشان در چه زمینه‌هایی از شما مشاوره می‌گرفتند.

رجایی: بارها گفته‌ام که سن و پیشینه‌ی من جایگاه مشاوره دهی نبود اما به‌هرروی چون اطلاعاتی از پایین و جامعه داشتیم مواردی که به ذهنمان می‌رسید بیان می‌کردیم. برای نمونه یک مورد بحث شهید شیخ نمر بود.  آقای نوری شاهرودی نزد آقای هاشمی رفت. او سال‌ها با آقای هاشمی کار کرده بود و سفیر کشور ما در عربستان بود و با آقای هاشمی هم بسیار نزدیک بود. آقای نوری از اتاق آمد بیرون و گفت آقای رجایی من در مورد آقای نمر از حاج‌آقا چیزی خواستم نپذیرفتند شما ببینید می‌توانید کاری انجام دهید یا خیر. من هم به ایشان گفتم گویا از شما خواسته‌اند نامه‌ای بنویسید اما نپذیرفته‌اید. من با ایشان بسیار راحت بودم و من متولد سال 1336 هستم و درواقع نقش پدر و فرزندی با هم داشتیم اما هرگاه می‌خواستند وارد جایی شوند همواره می‌ایستادند و تعارف می کردند و فقط یکی دوبار این امر ترک شد چون عجله داشت، در سایر موارد بی استثنا می ایستاد. به‌هرروی به من گفتند بله آقای رجایی اما من احتمال تاثیر نمی‌بینم گفتم حال شما بنویسید گفتند من می‌دانم شدنی نیست گفتم شاید بنویسید و تاثیر گذار شود چون در بحث اعدام چندین جوان هم تاثیرگذاشته بود. گفتم شما بنویسید اگر نشد ضرری متحمل نشده‌اید اما در روز قیامت دربرابر خداوند پاسخ دارید تا این را گفتم گفتند بسیار خوب.

 نمی‌شود صد تن هم سخن‌رانی آقای سید حسن را برهم زنند و هم همان‌ها سخن‌رانی آقای هاشمی در کرمانشاه را دچار اخلال کنند سپس به لاریجانی در قم مهر پرت کنند و بعدش آقای مطهری را در شیراز با آجر بزنند و اجازه ندهند من در یزد سخن‌‎رانی کنم و هزاران مورد دیگر که مشخص است این افراد تیمند

خبرفوری: پس مشورت‌پذیر بودند.

رجایی: بسیار بسیار زیاد توانایی شنوندگی و حافظه‌ی بالایی داشتند. برای نمونه می‌گفتند در زندان بیست جزء از قران را حفظ کرده بودند و در ذهنشان آیات را فایل‌بندی کرده بودند که فلان آیه فلان سوره در مورد آب یا درخت و قیامت و تمدن‌ها و مانند آن است.  درواقع در مورد یک آیه این اندازه دسته‌بندی داشته است و آن‌ها را وارد دفتر می‌کرده و از زیرعبا به همسرش می‌داده که امروز تبدیل به فرهنگ قرآن شده است.  

خبرفوری: شده بود مشاوره‌ای به ایشان دهید و نپذیرند؟

رجایی: بله بسیار زیاد

خبرفوری: و پشیمان شوند؟

رجایی: ادب ایجاب می‌کرد پس از آن موضوع را دنبال نکنیم. برای نمونه هنگامی‌که تاجیک به فائزه ناسزا گفت تلفن کردم و گفتم او را ببخشید چون آقای هاشمی در مورد هر کسی که بهشان ناسزا می‌گفت می‌گفتند شکایت نکنید و موضوع را رها کنید و تنها در موارد اندک و اگر به خانواده‌شان توهینی می‌شد این کار را انجام می‌دادند اما در این مورد نپذیرفتند. درصورتی‌که من گفتم شما عالم و دانایید و اگر هم این کار را انجام دهید می‌گویند آقای هاشمی آنقدر بزرگوارند که کسی را که به ایشان توهین می‌کند می‌بخشد اما گفتند در مورد خانواده نمی‌توانم این کار را انجام دهم چون برای خانواده حرمت خاصی قائل بودند و خانواده تصمیم گرفته بود تا این فرد باید مورد محاکمه قرار گیرد که این‌گونه هم شد و برای این کار زندانی هم شد. به‌هرروی طبیعی بود برخی موارد را هم نپذیرند. یا گاهی من می‌گفتم از اعتبار و نفوذتان استفاده کنید و به اروپا و هند سفر کنید و تجارب خود را انتقال دهید که سکوت کردند.

خبرفوری: و البته نرفتند  

رجایی: بله و البته ملاحظاتی هم داشتند و گاه به مواردی هم اشاره می‌کردند که ما باید خود آن‌ها را حل می‌کردیم. 

خبرفوری: عبارت "پوکرفیس" را برای برخی سیاست‌مداران به کار می برند، به نظر آقای هاشمی هم چنین بودند، به راحتی نمی شد متوجه شد که ایشان شاد یا ناراحتند. آیا در خفا و هنگامی‌که در انظار مردم نبودند هم به همین آرامی بودند و متوجه شادی یا ناراحتیشان نمی‌شدید؟

رجایی: این‌گونه نیست متوجه می‌شدیم. از دید من ایشان سادگی و صداقت خاص روستایی داشتند یعنی ضمن پیچیدگی شخصیتی که داشتند از درون سادگی خاصی داشتند. در این‌جا باید یک خاطره اشاره کنم. خبرگزاری فایننشال تایمز برای گفت‌وگو با ایشان آمده بود در پایان از خبرنگارشان پرسیدم آقای هاشمی را چگونه دیدید؟ گفتند پیازی که لایه در لایه بود که تنها توانستم به چند لایه دست پیدا کنم. تعبیر جالبی بود که بعدها در سایتشان هم به این مورد اشاره کرده بودند. البته من در ابتدا در مورد شخصیت ایشان مقدمه‌چینی کرده بودم اما به من گفتند من با بزرگان دنیا مانند رئیس‌جمهور امریکا و نخست‌وزیر انگلستان گفت‌وگو کرده‌ام اما من اشاره کردم که پس حتما باید با آقای هاشمی هم گفت‌وگو کنید.

چند روز پیش آقای دکتر نجفی با ما تماس گرفتند و گفتند من ثلث محکومیتم را تحمل کرده‌ام و هشت ماه هم اضافه مانده‌ام اما گویا اراده‌ای پشت داستان است که این افراد از زندان خارج نشوند

آقای هاشمی در ظاهر بسیار مسلط بودند مانند افرادی که می‌گوید اختیار خوابشان در دستان خودشان است ایشان هم اختیار افکارشان را داشتند. اما با تمامی این تفاسیر از دید من آقای هاشمی با صداقت رفتار می‌کرد و کنش‌هایش کاملا روشن بود البته می‌دانست باید چه بگوید و چگونه رفتار کند و ما باید این موضوع را هم در نظر داشته باشیم. ممکن بود 5 نفر نزد ایشان بیایند و هر یک جواب متفاوتی بگیرند که من شاهد این موضوع بودم و البته منظور من پاسخ نیست چون پاسخ چیزی است که برای از سربازکردن می‎گویند اما جواب متفاوت است. قاعدتا ما 5 جواب نداریم یک جواب داریم و 4 پاسخ اما به آن چهار تن هم به‌گونه‌ای می‌گفتند که گویی جواب گرفته‌اند.

 خبرفوری: پس قدرت اقناع بالایی داشتند.

رجایی: دقیقا چون ایشان نویسنده و یک فرد واقع‌نگر و واقع‌گرا بودند. بافت صحنه و ماهیت موضوع را به‌خوبی می‌شناختند. گاهی برخی حرف‌ها را اینگونه می‌گفتند که این سخن را که رهبری هم مطرح کرده‌اند. برای نمونه در مورد انتخابات می‌گفتند همان‌گونه‌که رهبری گفتند ما در انتخابات باید حماسه ایجاد کنیم و برای این کار هم باید این کارها را انجام دهیم.  

خبرفوری: نمونه‌های شما به شخصیت روستایی ایشان اشاره‌ای نداشت.  

رجایی: خیر اما من می‌دیدم ایشان از چیزی که خوشحال بودند، شادی خود را نشان می‌دادند برای نمونه به ماجرای کلیپی اشاره کنم که چند سالی است از آقای کاردان کلیپی منتشر شده است. آقای هاشمی از چند تن از هنرمندان و اصحاب رسانه دعوت کرده بودند. چند نفری صحبت کردند و جلسه دچار رکود و رخوت شد اگر اشتباه نکنم در ماه رمضان هم بود. من به آقای سلیمانی مدیر برنامه گفتم باید کاردان صحبت کند تا جو عوض شود. ایشان بلند شدند و توانستند آقای هاشمی را بخندانند. یک جمله‌ عربی گفتند، هاشمی پرسید این را از کجا یاد گرفتید؟ گفتند از دوستان نابابی مانند شما؛ که جلسه از خنده سرشار شد.

کردیم  مثلا وزیر را به مجلس می‌بردیم و می‌پرسیدیم شما مقلد چه کسی هستید؟ همین آقای حجتی، وزیر پیشین جهاد کشاورزی پشت تریبون رفت و با صراحت گفت من مقلد آیت‌الله منتظری هستم، هر کاری می‌خواهید انجام دهید. ما چه کار داریم چه کسی مقلد چه کسی است؟ برای نمونه در گزینش می‌پرسیدند کفن چند تکه دارد درصورتی‌که آخوند محل هم نمی‌داند پاسخ این پرسش چیست و شما از کسی که می‌خواهد وارد اداره‌ی دخانیات شود و نامه ایمیل کند چنین پرسشی می‌کنید؟ چرا؟

 یا یک بار یک حافظ قرآنی با نام خانم حنانه خلفی را که بسیار خوش ‌سیما و خوش‌صدا بودند، معرفی کردم. او قرآن را به خوبی حفظ بود و از هر جا و به هر شکلی که از او می‌پرسیدید می‌توانست پاسخ دهد. در برابر این خانم آقای هاشمی یک فرد کاملا معمولی ظاهر شد و پرسش‌های قرآنی خود را مطرح و توصیه‌هایی هم کردند که ترتیل قرآن را با صدای ایشان ضبط کنید و... یعنی در برخورد با این دختربچه، دو زانو می‌نشستند و دست زیر چانه می‌گذاشتند و به سخنانش گوش می‌دادند و دیگر آن فرد همان دیپلماتی که می‌دیدیم، نبودند.   

خبرفوری: عصبانیت ایشان را دیده بودید؟

رجایی: بله

خبرفوری: کجا؟

رجایی: عصبانیت به معنای خشم را به‌راستی ندیدم اما گاهی مواردی بود که جدی می‌شدند و این موضوع در لحن و حالاتشان دیده می‌شد اما اصلا این‌گونه نبود که بخواهند فریاد بزنند. دست‌کم من ندیدم. تصور کنید من روزی هشت تا ده ساعت در مجمع با ایشان بودم و هرگز چنین چیزی ندیدم. من همه‌ی موارد را با ایشان درمیان می‌گذاشتم و همه‌ی آن‌چه در جامعه وجود داشت برایشان تایپ می‌کردم و در اختیارشان قرار می‌دادم تا ایشان از اوضاع و وضعیت جامعه آگاه شوند.

خبرفوری: یعنی حتی جوک‌ها؟

رجایی: بله همه چیز. بچه‌های مجمع می‌گفتند این کار را نکنید، صلاح نیست اما من می‌گفتم نه باید بدانند. یک بار کلیپی منتشر شده بود که حرف‌های بدی درمورد ایشان می‌زد.

خبرفوری: واکنش ایشان چه بود؟

رجایی: گفتند این دیوانه است... اکنون نمی‌خواهم نامی از ایشان بیاورم  

خبرفوری: یعنی چهره‌ی مشهور و شناخته‌شده‌ای هستند؟

رجایی: بله امروز هم علیه آقای هاشمی هتاکی می‌کند. آن زمان، طرف گفته بود اسم مرا نگویید اما فلان جمله را به آقای هاشمی بگویید، آقای هاشمی با لحن بسیار جدی گفت: «میگم، بگو» همان یک بارهم اینطوری صحبت کرد. در تمام 5 سال تنها باری که با من تحکمی صحبت کرد، همان بود که می خواست ببیند این جمله از کیست. من هم نباید می گفتم اما گفتم.  

خبرفوری: از اوضاع جامعه و سیاست‌مداران خشمگین نمی‌شدند؟ برای نمونه در سال‌ 88 که بسیاری براین باورند پروژه‌ی حذف هاشمی از آن سال و برخی دیگر براین باورند از سال 84 کلید خورد. آن رویدادها مسلما چندان مورد خواست و علاقه‌ی آقای هاشمی نبود. از این رخدادها عصبانی نمی‌شدند؟ واکنششان به این‌گونه مسائل چه بود؟  

رجایی: من 91 به مجمع رفتم و سال 88 در خدمتشان نبودم. از دید من، پس از آن نماز جمعه و خطبه‌ای که خواندند احساس کردند آخرین خطبه‌ای است که خواندند و متوجه بودند که مسائل به سمت و سویی حرکت می‌کند که ایشان نمی‌تواند ادامه دهد البته کسی ایشان را از رفتن به نماز جمعه منع نکرد اما ایشان خودشان نرفتند اما کاری کرده بودند که افرادی که زمین چمن و وسط را می‌گرفتند و دربرابر دوربین هم می‌نشستند و همه هم می‌دانیم از کجا هستند، مجلس را برهم می‌زدند و حرمت نماز و سپس خودشان شکسته می ‎شد و تصمیم گرفتند این کار را انجام ندهند.

خبرفوری: از کجا بودند؟

رجایی: نمی‌توانم در این مورد حرفی بزنم و واقعا هم نمی‌دانم دقیقا چه کسانی‌اند اما می‌دانم نمی‌شود صد تن هم سخن‌رانی آقای سید حسن را برهم زنند و هم همان‌ها سخن‌رانی آقای هاشمی در کرمانشاه را دچار اخلال کنند سپس به لاریجانی در قم مهر پرت کنند و بعدش آقای مطهری را در شیراز با آجر بزنند و اجازه ندهند من در یزد سخن‌‎رانی کنم و هزاران مورد دیگر که مشخص است این افراد تیمند. به‌هرروی آقای هاشمی بزرگ‌‌منشی کرد و از این کارها کناره‌گیری کرد. برای من هم پرسش بود که چرا آقای هاشمی نباید خطبه بخوانند. از من هم بسیار پرسیدند. می گفتند مصلحت نیست و من می‌خواستم حرمت شکسته نشود هم حرمت نماز و هم خودشان.

آقای خاتمی که به من گفتند من هنوز حرف‌هایی داریم که نمی‌توانم آن‌ها را بیان کنم. به‌هرروی همواره تاریخ به این شکل است که برخی از حرف‌ها را می‌توان زد برخی دیگر را کم‌وبیش می‌توان زد و برخی دیگر از سخنان را هم هرگز نمی‌توان بیان کرد

خبرفوری: حتی باز هم چیزی از خشم ایشان در خاطر ندارید.

رجایی: خیر باید بدانید روحیه‌ی من به‌گونه‌ای نیست که بخواهم شخصیت کسی را تقدیس کنم و همواره واقعیت را بیان می‌کنم و می‌دانم سخنانم در محضر خدا زده می‌شود و نباید دروغ بگویم به‌راستی من از ایشان به جز همان دو یا سه موردی که جدیت دیدم خشم و عصبانیتی ندیدم تنها یک بار هم کسی را از اتاق بیرون کرده بودند که نمی‌توانم به آن فرد اشاره کنم که البته آن زمان هم در دفتر نبودم و دوستان تعریف می‌کردند. این شخص کسی بود که در مورد رهبری و امام حرف‌های بدی مطرح کرده بود که در جلسات شرکت می‌کرد و می‌گفتند مشاور است درصورتی‌که نبود اما با دفتر همکاری داشت و نامی از او نمی‌آورم. موضوع را که پیگیری کردم گفتند حاج‌آقا زودتر از شما دستور داده‌اند که وارد مجمع نشوند. درواقع منظورم این است که موضع‌های جدی به این شکل داشت اما خشم و عصبانیت خیر.

خبرفوری: به‌تازگی بحث مرخصی و زندان آقای مهدی هاشمی فرزند آقای هاشمی مطرح شد که آقای خضریان متوجه شده‌ بودند ایشان در زندان نیستند. شما می‌دانید ایشان چه مدتی در مرخصی بودند؟

رجایی: من از مسائل شخصی فرزندانشان اطلاعی ندارم و در این مورد هم صحبت نمی‌کنم.  

خبرفوری: یعنی با خانواده‌ی ایشان ارتباطی ندارید؟

رجایی: با تمامی آن‌ها ارتباط دارم فقط فرصت واردشدن به این‌گونه مسائل و توجیه آن‌ها را ندارم اما ایشان ده سال حبس داشتند که سه سال را کشیدند و قاعدتا باید خارج از زندان باشند. چند روز پیش آقای دکتر نجفی با ما تماس گرفتند و گفتند من ثلث محکومیتم را تحمل کرده‌ام و هشت ماه هم اضافه مانده‌ام اما گویا اراده‌ای پشت داستان است که این افراد از زندان خارج نشوند اما چه تفاوتی دارد که آقای دکتر نجفی  یا مهدی کجا باشند چون کسی نیستند که اگر بیرون از زندان باشد شری ایجاد کنند.

 خبرفوری: یعنی چون یک سوم از مدت زندانشان را گذرانده‌اند باید بیرون باشند؟

رجایی: بله بسیاری با همین قانون از زندان خارج شده‌اند و افرادی که پشت این ماجرا هستند باید توضیح دهند که چرا این قانون برای این افراد اجرا نمی‌شود.

خبرفوری: موضوع دیگر در مورد فیلم‌هایی است که از زندان‌های ایران منتشر شده است. شما دوستان زندان‌رفته‌ی زیادی دارید این تصاویر برای شما آشنا بود؟

رجایی: بله. من می‌دانم که در زندان‌ها رخدادهایی روی داده است و رخ هم خواهد داد. زمان امام هم هیئتی به‌وجود آوردند و گزارشی آوردند و بر اساس آن، امام آقای لاجوردی را برداشتند. بنابراین من می‌دانم این موضوع تازه‌ای نیست و اگر کسی در این مورد خلاف آن را بیان کند درست نیست اما این‌که چرا در این حد و اندازه مطرح شده است مشخص نیست و باید چشم‌به‌راه ماند تا دید دامنه‌ی موضوع به چه شکل و اندازه است و باید دید داخلی یا از خارج هدایت می‌شود و در این مورد دوستان امنیتی باید توضیح دهند. از دید من موضوع دور از انتظاری نبود و مواردی که من شنیدم اصلا سخنان خوبی نبود. قبلا هم بوده، مثلا بازجویی خانم سعید امامی را شاید شنیده باشید.

 خبرفوری: آن مساله سیاسی بود، موضوع الان درباره غیرسیاسی‌هاست، عمومی است.

رجایی: اصلا تفاوتی ندارد و کسانی‌که زندان‌بانند هم نباید این کارها را انجام دهند. من لندن نرفتم اما می‌گویند در لندن پلیس مسلح نیست و تنها یک باتوم دارد اما در هر خیابان و منطقه پر از دوربین است و شما نمی‌توانید دست از پا خطا کنید. از دید من در مورد این مسائل در ایران باید بازنگری شود مانند برخی از حجم پرونده‌ها گاه می‌بینیم کوهی از کاغذ دربرابر قاضی است و این افراد چه زمانی فرصت می‌کنند این حجم از اطلاعات را مطالعه کنند. حضور فیزیکی باید کنترل شود و گمان می‌کنم از آن رخدادهایی است که باید در هر دوره‌ای چه اسلامی و چه غیر آن رخ داده است. البته در دوره‌ی اسلامی و بروز این‌گونه و این حجم از خشونت و بی‌رحمی بعید بود و چنین انتظاری نمی‌رفت. حتا اگر زندانی هم مقصر باشد نباید این‌گونه مورد ضرب و شتم قرار گیرد مگر این‌که قصد داشته باشد خود را بزند(بکشد) که در این مورد هم بحث است که آیا باید به خشونت متوسل شویم یا خیر و البته باید وسایل تیز در اختیار زندانی نباشد تا دست به خودزنی نکند و اگر این‌گونه شد باید با خشونت و با هر روش دیگری او را متوقف کنند و در این هنگام دوربین هم فیلم می‌گیرد اما در مجموع فیلم‌ها و صحنه‌های بسیار بدی بود.

می‌گفتم چه معنی دارد تمام دولت می‌نشینند و نگاه می‌کنند و آقای روحانی نیم ساعت حرف می‌زند؟ چه کاریست همه دنبا کارشان روند و او با دوربین سخن بگوید. گویی ایشان مجلس وعظ دارد و هفته‌ای دوبار نیم ساعت سخن‌رانی می‌کند. از نظر من آقای رئیسی هم نباید این کار را انجام دهد

خبرفوری: فرمودید زمان امام متوجه این رفتارها شدند و هیئتی را به زندان فرستادند اما این روش امروز تکرار شده است. از دید شما چرا اراده‌ای برای مانع از انجام این‌گونه اعمال شدن وجود ندارد؟

رجایی: از کجا می‌دانیم که این اراده‌ نیست؟

خبرفوری: چون چیزی تغییر نکرده است به‌هرروی اراده‌ی موثری وجود نداشته است 

رجایی: مشکل ما این است که به کسی اعتماد صد در صد می‌کنیم و او را بر مسند کار قرار می‌دهیم و برکار او هم نظارت چندانی نداریم و هنگامی‌که گزارش به این شکل باشد که از پایین به بالا می‌آید چندان قابل اعتماد نیست اما ما اعتماد می‌کنیم. در این‌جا مایلم به کتابی که در مورد سیره‌ی شهید رجایی نوشتم و بنیاد شهید آن را منتشر کرده است اشاره کنم. آقای رجایی منتقدانی داشت که می گفتند او معلم است و چه ارتباطی با نخست‌وزیری دارد؟ او چیزی از بودجه و سیاست نمی‌داند. اما آقای رجایی می‌گفتند این افراد را بیاورید تا به من نق بزنند و نام آن را هم گروه نق گذاشته بودند. یا مثلا هنگامی‌که برای حضرت امام نامه‌ها را می‌آوردند و می‌خواندند و پیش‌ می‌ رفتند امام می‌گفتند پس نامه‌های ناسزا کجاست؟ مگر می‌شود مردم به من ناسزا نگویند؟ من در این مورد احضار هم شدم و گفتند این چه حرفی بوده زده‌اید و من گفتم نه تنها زده‌ام بلکه نوشته‌ام و منتشر هم شده است. هنگامی‌که نتوانیم خود را نقد کنیم این مسائل رخ خواهد داد و به شکل زیرزمینی بروز پیدا می‌کند و چیزی می‌شود مانند تتلو با آن فالوورهای وحشتناکش. گلشیفته فراهانی را در داخل نمی‌توانید کنترل کنید به خارج از کشور می‌رود و دست به این‌گونه کارها می‌زند...

خبرفوری: منظورتان از کنترل چیست؟ برای نمونه چگونه باید گلشیفته فراهانی را کنترل می‌کردند؟

رجایی: هنگامی‌که ما دایره‌ی بودن افرادی مانند گلشیفته فراهانی و تتلو را در داخل تنگ می‌کنیم این‌گونه مسائل رخ می‌هد. برخی را می‌پذیرم، آنها می‌خواهند کار بیرون را در داخل انجام دهند که قاعدتا این‌جا عرفی وجود دارد. اما ما کارهای نادرست زیادی کردیم  مثلا وزیر را به مجلس می‌بردیم و می‌پرسیدیم شما مقلد چه کسی هستید؟ همین آقای حجتی، وزیر پیشین جهاد کشاورزی پشت تریبون رفت و با صراحت گفت من مقلد آیت‌الله منتظری هستم، هر کاری می‌خواهید انجام دهید. ما چه کار داریم چه کسی مقلد چه کسی است؟ برای نمونه در گزینش می‌پرسیدند کفن چند تکه دارد درصورتی‌که آخوند محل هم نمی‌داند پاسخ این پرسش چیست و شما از کسی که می‌خواهد وارد اداره‌ی دخانیات شود و نامه ایمیل کند چنین پرسشی می‌کنید؟ چرا؟

در زمان امام هیئتی به‌وجود آوردند و گزارشی آوردند و بر اساس آن، امام آقای لاجوردی را برداشتند. بنابراین موضوع اتفاقاتی که در زندان های می افتد، موضوع تازه‌ای نیست

 این قبیل موارد و مسائل در ممیزی کتاب هم فراوان است. در مورد یکی از کتاب من که در سال‌های پایانی زندگی آقای هاشمی منتشر شد نوشته بودند 70 مورد باید حذف شود که من گفتم بگویید چیزی چاپ نکنید این‌گونه راحت‌تر است. این مساله به وزیر کشیده شد و با آقای جهانگیری مطرح کردیم تا در نهایت بر سر 40 مورد به توافق رسیدیم. البته من گفتم روزی من تمامی آن‌ها را هم منتشر می‌کنم و این کار را هم خواهم کرد و جالب این‌جاست که این‌ها سال‌های پیش در مجلات و رسانه‌ها چاپ شده بود برای نمونه در مورد برخی گفت‌وگوها می‌گفتند حذفشان کنید که من می‌گفتم این‌ها در گذشته همگی منتشر شده است و خودتان مجوز داده‌اید می‌گفتند مهم نیست این مساله مربوط به گذشته است و امروز این کار شدنی نیست.

من تاکنون حتا یک ثانیه هم با بی‌بی‌سی مصاحبه نکرده‌ام و این کار را هم نخواهم کرد و البته این کار را بد نمی‌دانم و حتما آن‌ها مسائلی در مورد من بیان می‌کنند یا حتا فکر نکردم که کتاب‌هایم را در خارج از کشور منتشر کنم که حتا این پیشنهاد را هم به من دادند...

خبرفوری: یعنی داخل وزارت ارشاد به شما چنین پیشنهادی دادند؟

رجایی: خیر مشخص است که آن‌ها چنین کاری نمی‌کنند. دوستانم می‌گفتند چه اصراری دارید در داخل آن را منتشر کنید و می‌توانید به‌آسانی کتابتان را خارج از کشور و بدون سانسور منتشر کنید که نپذیرفتم و جالب این‌جاست که من در این کتاب از حرف‌های مگو چیزی نگفتم و شاید سی یا چهل سال دیگر هنگامی‌که نیستم منتشر شوند درست مانند آقای خاتمی که به من گفتند من هنوز حرف‌هایی داریم که نمی‌توانم آن‌ها را بیان کنم. به‌هرروی همواره تاریخ به این شکل است که برخی از حرف‌ها را می‌توان زد برخی دیگر را کم‌وبیش می‌توان زد و برخی دیگر از سخنان را هم هرگز نمی‌توان بیان کرد.

من یک شوخی کنم. یکی از نزدیکان دکتر شریعتی می‌گفت به در خانه‌ی دکتر می‌رفتند و می‌گفتند آقای دکتر شریعتی هست؟ خدمتکار خانه می‌گفتند در مورد استاد می‌گویید یا علی؟ اگر با استاد کار دارید نیست و اگر علی را می‌گویید اصلا نیست. ما هم در کلاس تاریخ و در آغاز ترم می‌گوییم تاریخ را اصلا نمی‌توان نوشت چون گاهی موضوعی بیان می‌شود که بسیاری مسائل دیگر را تحت‌تاثیر خود قرار می‌دهد و مواردی که در گذشته مطرح بوده است را به کلی از اهمیت خارج و یا کم‌اثر یا نفی می‌کند. در مورد تاریخ گفتن دشوار است چون آدمی باید براساس فکت‌ها و واقعیت‌های کنونی نظرو رای دهد که کار سختی است و انسان گاه در تصمیم‌گیری دچار اشتباه می‌شود چون واقعیت‌های زیادی در اختیار ندارد.   

خبرفوری: به‌تازگی دولت تغییر کرده است و بسیاری براین باورند یکدست شدن بدنه‌ی حاکمیت به موفقیت این دولت کمک می‌کند و برخی دیدگاه دیگری دارند و براین باورند که به‌هرروی دوگانه‌سازی رخ می‌دهد. از نظر شما دولت آقای رئیسی در پایان مانند دیگر دولتها با مخالفان جدی روبه‌رو می‌شود؟ برای ایشان چه پیشنهادی دارید که به این جا نرسد.  

رجایی: پرسش خوبی است و از دید من این دولت با دول پیشین باید و نبایدها، اشتراکات و تفاوت‌هایی دارد درست مانند شخصیت آقای رئیسی با روسای جمهور پیشین. او دست به کارهایی زده است که دول پیشین هم انجام دادند که از دید من هر کسی بر سر کار آید چاره‌ای جز حرکت در این دایره ندارد مانند فرم اداره و پخش جلسات که البته من به این امر معترض بودم و می‌گفتم چه معنی دارد تمام دولت می‌نشینند و نگاه می‌کنند و آقای روحانی نیم ساعت حرف می‌زند؟ چه کاریست همه دنبا کارشان روند و او با دوربین سخن بگوید. گویی ایشان مجلس وعظ دارد و هفته‌ای دوبار نیم ساعت سخن‌رانی می‌کند. از نظر من آقای رئیسی هم نباید این کار را انجام دهد و باید بدانیم که نباید خود را در چهارچوبی که از پیش وجود دارد قرار دهیم.

آیا از میان اصلاح‌طلبان حتا یک تن هم نبود که واجد شرایط باشد و بتواند مشاور یا وزیر شود؟ آقای رئیسی را فردی نمی‌بینم که بخواهد از اصلاح‌طلبان مشورت بگیرد. البته خواهد گفت که مردم به ما رای دادند بله این‌گونه است و شما هم باید براساس رای خود کشور را اداره کنید اما مردمی که بر آن‌ها حکومت می‌کنید همه اصول‌گرا نیستند. ضمن این‌که ایشان هم با کم‌ترین میزان آرا هم به ریاست جمهوری رسیدند

برای آقای رئیسی یک‌دست شدن حاکمیت یک ظرفیت است اما درعین‌حال می‌تواند آسیب هم باشد چون تا شما منتقد نداشته باشید نمی‌توانید مشکلات خود را پیدا کنید و تردیدی ندارم با این منش مشکل پیدا می‌کند. حدس می‌زنم در ادامه برخی از وزرای خود را تغییر دهد به‌هرروی ایشان در قوه مجریه نبوده و در قوه قضائیه بوده، آن هم بیشتر معاون اول بوده و مدت کوتاهی رئیس قوه شده. بنابراین زمان می برد تا با کار اجرایی آشنا  و ممکن است در این چینش با مشکلاتی روبه‎‌رو شود و دست به تغییراتی بزند، چنان‌که با آمدن شهردار و در همین دو هفته اول نظرش در مورد چندین تن تغییر کرد...

خبرفوری: کدام شهردار؟ 

رجایی: نمی‌خواهم در این مورد صحبت کنم اما چون گمان کردند هنوز برای برکنارکردن برخی زود است دست نگه داشته‌اند و فکر می‌کنم در مورد برخی وزرا به این نتیجه خواهد رسید و شاید این دولت در سال دوم یا سوم به ترمیم برسد.

اما این مجلس با سطحی که رای آورد و مباحث و سطح آن‌ها مشکلاتی را برای دولت ایجاد می کند، مثلا دست و پای دولت در مذاکرات را بسته است. شما با 1+5 وارد مذاکره شده‌اید و به نتایجی هم دست پیدا کرده‌اید اما ناگهان از آن به‌کلی منع می‌شوید. کمااینکه خود روحانی گفت من نمی‌خواهم در دولتم این‌گونه شود بسیار خوب اما در دولت بعدی باید ادامه پیدا می‌کرد و من همواره گفتم ما چاره‌ای جز این نداریم که در این گروه با قدرت ظاهر شویم و مسائل را به سود کشورمان پیش ببریم و شرایط تازه را هم بپذیریم. این‌که بخواهیم اوضاع را کاملا به سود خود پیش بریم شدنی نیست و آن‌ها هم خواهند گفت صبر ما هم اندازه‌ای دارد کمااین‌که گفتند و امکان دارد تحریم‌ها را بیش‌تر کنند. بنابراین در این‌جا این یک‌دست‌بودن حاکمیت برای آقای رئیسی حسن نیست.

آقای رئیسی دادستان ویژه روحانیت است. ایشان باید از فردای دریافت حکم ریاست‌جمهوری‌اش چون از مصادیق دو شغله بودن است استعفا می‌نوشت که ندیدم چنین کاری انجام دهد. معاون اول ایشان هم‌چنان رئیس ستاد اجرای فرمان امام است و همه می‌دانیم حجم این شغل‌ها به‌اندازه‌ای زیاد است که یک تن نمی‌تواند از عهده‌ی هر دو شغل برآید

ای کاش مجلس بالنده‌‎تر و نقادتری وجود می‌داشت تا آقای رئیسی بهتر کار می‌کرد تا این‌که در کابینه و به‌عنوان وزیر کسی را معرفی کند که ناچار شوند بگویند خودش مجلس را ترک کند. از خراسان هم به آقای رئیسی اعتراضات گسترده‌ای شد که ما ایشان را می‌شناسیم اصلا فرد شایسته‌ای نیست. یا در مورد این‌که بحث بود تا وزارت کشور را به این سمت هدایت کنند که نظامیان را استاندار کنند و باوجود این‌که برای نظامیان و سپاه احترام زیادی قائلم اما براین باورم که نباید هسته‌ی اداره‌ی کشور را به نظامیان سپرد. اکنون به این شکل گفته می‌شود که به این سمت در حرکتیم که برخی استاندارها می‌گویند نماینده‌ها امضا کرده‌اند درصورتی‌که این موضوع باید از دولت بررسی و اجرایی شود. باید از رفتارها و بازدیدهای سرزده پرهیز کنند ممکن است برای مردم این‌که رئیس‌جمهورشان ناگهان وارد مترو یا غسال‌خانه‌ی بهشت‌زهرا و بیمارستان می‌شود خوب باشد اما...  

خبرفوری: چرا باید از این قبیل کارها پرهیز کند؟

رجایی: تکیه بر این‌ها، شیوه های قبل را که منتج به نتیجه نشد را تکرار می کند. بازدید سرزده که راهی برای کشور نیست و باید به سمت برخورد اساسی‌تر روند. این کار وزیر است. در زمان احمدی‌نژاد هم می‌گفتم این‌که شما به دانشگاه شریف می‌روید و می‌گویید بودجه‌ی این بخش را بیش‌تر کنید کار شما نیست و این‌گونه نمی‌توان مملکت را اداره کرد. رئیس دانشگاه‌ها در جلسه‌ی شورای ریاست دانشگاه با وزیر شرکت می‌کنند که برنامه‌ی خاص خود را دارد یا در جایی گفته بود تمامی پرستاران را به سفر عمره بفرستید مگر می‌توان بدون برنامه و به این راحتی چنین چیزی گفت؟ به یاد دارم تصویر آن هم وجود داشت. من با ایشان بحث‌های زیادی داشتم که همگی واردند.

خبرفوری: نگرانید که آقای رئیسی مانند آقای احمدی نژاد عمل کند؟

رجایی: بحث بر سر این حرف‌ها نیست. من به حرف‌های ایشان نقد دارم. نیروهای آقای احمدی‌نژاد نیروهای مملکتند. ایشان که خود کارخانه‌ی ساخت وزیر نداشتند در این کشور یارگیری کرده است و خود نیز در زمان آقای هاشمی استاندار بوده است بنابراین این نقد به آقای رئیسی وارد نیست اما این نقد وجود دارد و در این باره هم نوشتم که آیا از میان اصلاح‌طلبان حتا یک تن هم نبود که واجد شرایط باشد و بتواند مشاور یا وزیر شود. جامعه ما مانند لندن یا واشنگتن دوقطبی است، جامعه سه قطبی که نداریم. همین مساله آقای رئیسی را وارد محدوده‌ای کرد که حتما آسیب می‌بیند. آقای رئیسی را فردی نمی‌بینم که بخواهد از اصلاح‌طلبان مشورت بگیرد. البته خواهد گفت که مردم به ما رای دادند بله این‌گونه است و شما هم باید براساس رای خود کشور را اداره کنید اما مردمی که بر آن‌ها حکومت می‌کنید همه اصول‌گرا نیستند. ضمن این‌که ایشان هم با کم‌ترین میزان آرا هم به ریاست جمهوری رسیدند. آرایی که ایشان به دست آوردند از چهار سال دوم آقای روحانی کم‌تر است با این توضیح که در این چهار سال میزان جمعیت هم بیش‌تر شده و افراد واجد شرایط برای رای‌دادن زیادتر شده‌اند یا ویژگی‌های دیگری که مربوط به ایشان نبوده است مانند میزان آرای باطله.

به‌هرروی به باور من این‌که ایشان وارد این عرصه شدند نوعی خودشکنی و ایثار کردند و من ایشان را فرد خوش‌ذات و سالمی می‌دانم و مطمئنم سخنانی که بیان می‌کند واقعی و جدی است و در قوه‌ی قضاییه نزدیک به 40 کارخانه را به بیت‌المال برگرداند که اصلا نباید خصوصی‌سازی می‌شدند. امیدوارم همین آهنگ را پیش برند اما باید بدانند برای اداره‌ی این کشور باید برروی چهار چرخ حرکت کنند. بهتر است آقای رئیسی تنها برروی جریان اصول‌گرا تمرکز نکند همان‌گونه که گفتند در بحث اقتصاد هر طرحی مطرح شود باید دارای پیوست نخبگان هم داشته باشد در دیگر مسائل به‌ویژه توسعه‌ی سیاسی ایشان باید خوب ظاهر شوند. از نظر من هر دولت باید از دولت پیش از خود بهتر باشد. امیدوارم توسعه‌ی سیاسی آقای رئیسی از دوره‌ی آقای خاتمی هم قوی‌تر باشد. چون این دول می‌آیند و می‌روند و تنها چیزی که باقی می‌ماند مردم و فرهنگ کشور است.  

خبرفوری: نشانه‌هایی هم دارید؟ یعنی امیدوارید یا فکر می‌کنید چنین چیزی می‌شود؟

رجایی: امیدوارم چون همان‌گونه‌که گفتم آقای رئیسی فرصت‌ها، مزیت‌ها و محدودیت‌هایی دارد. به مزیت‌هایش که همان خوش‌ذاتی و نفسی‌ و پرکاری و جدیت و قاطعیتش بود اشاره کردم اما بدی ماجرا این است که تاکنون چندان در سیستم اجرا نبوده‌اند و اداره‌ی دولت پیچیدگی‌های خاص خود را دارد و باید با خطا و اشتباه کم‌تری ظاهر شود درست مانند کسی که برای وزارت آموزش‌و‌پرورش پیشنهاد داده بود که مجلس در این زمینه تا چه اندازه کمک کرد و اگر او وزیر می‌شد مانند زنگوله‌ای بر پای رئیسی می‌شد که هر جا می‌رفت صدایی از او می‌شنید و ناچار بود به‌گونه‌ای آن را جراحی کند و خوشبختانه مجلس از ابتدا اجازه‌ی این کار را نداد. تاکنون تمامی روسای جمهور به شکلی در قوه‌ی مجریه بوده‌اند جز آقای هاشمی که ایشان هم در مجلس حضور داشتند و این مجلس به‌گونه‌ای بود که در زمان امام کشور را می گرداند اما آقای رئیسی تنها کسی است که در این قوه حضور نداشته است.

موضوع بعدی این است که ایشان باید بدانند بسیار زیر ذره‌بینند و مدام رصد می‌شوند برای نمونه در مورد مساله‌ی خوزستان نه از این منظر که من خوزستانی‌ام، بلکه از این دید که این استان آب و خاک و انرژی و صنعت کشور را دارد و درعین‌حال مرزهای تجاری و بین‌المللی در این استان وجود دارد و باید به این استان توجه ویژه شود و حتا به دولت دعوت شود. به‌تازگی متوجه شدم حکم استاندار را ایشان امضا کرده‌اند که برخی براین باورند که این کار از لحاظ قانونی ایراد دارد و این کار را باید وزیر انجام دهد. باید بدانیم این سقف خواسته‌های مردم خوزستان نیست که امضا را آقای وحیدی یا رئیسی انجام دهد اختیاراتی که برای استاندار در نظر می‌گیرند باید ازسوی رئیس‌جمهور اعلام شود و با استاندار دیگر استان‌ها تفاوت داشته باشد. چون می‌دانیم آورده‌ای که خوزستان برای بودجه‌ی کشور دارد بیش از 8 تا 10 استان کشور است.

 از نظر من مورد بعدی ایشان در مورد دادستان ویژه بودن است. ایشان  باید از فردای دریافت حکم ریاست‌جمهوری‌اش چون از مصادیق دو شغله بودن است استعفا می‌نوشت که ندیدم چنین کاری انجام دهد. مورد بعدی این است که معاون اول ایشان هم‌چنان رئیس ستاد اجرای فرمان امام است و همه می‌دانیم حجم این شغل‌ها به‌اندازه‌ای زیاد است که یک تن نمی‌تواند از عهده‌ی هر دو شغل برآید. حتما رهبری روی این موضوع تدبیری خواهند داشت اما بهتر است این کار هر چه زودتر انجام شود. مورد بعدی تعیین هر چه زودتر سخن‌گو است این‌که هر وزیری مدام ازسوی خود شروع به سخن‌رانی کند اصلا خوب نیست و هنگامی‌که همه مدام صحبت می‌کنند در آن اشتباهات فراوانی به‌وجود می‌آید. یا در مورد این‌که گفتند در سال یک میلیون مسکن تولید می‌کنیم که این اصلا شدنی نیست. این مقدار مسکن در ماه چه اندازه می‌شود؟

خبرفوری: بیش‌تر کارشناسان مسکن می‌گویند این کار شدنی نیست

رجایی: این حرف به این معنی است که درهر چند دقیقه باید یک خانه ساخته شود مگر چنین چیزی امکان دارد؟ ازسوی دیگر ما زیرساخت‌ها و سرمایه‌ی لازم برای این کار را در اختیار نداریم. رئیس تازه‌ی بنیاد مسکن گفته است که 400 هزار واحد را آن‌ها می‌سازند که می‌دانیم نمی‌توانند. از دید من نیازی نیست آقای رئیسی و تیمش این عدد‌های پرطمطراق را بیان کنند مردم هم می‌دانند که این کارها شدنی نیست بنابراین بهتر است روی زمین حرکت کنند چون این سخن‌ها بعدها برای خودشان دردسر به‌وجود می‌آورد و زنگوله‌ی یک میلیون مسکن حتا اگر برای دور دوم ریاست جمهوری‌شان باشد ایشان را رها نخواهد کرد و مدام به او می‌گویند شما از یک میلیون مسکن گفتید درصورتی‌که در پایان هشت سال تنها توانسته‌اید 354 هزار مسکن بسازید. احمدی‌نژاد که از چند میلیون مسکن سخن گفته بود در نهایت تنها توانست 2 میلیون مسکن بسازد که همه در مورد وضعیت آن‌ها می‌دانیم.

مورد بعدی در مورد اشتباه استراتژیکی است که در مورد زن‌ها انجام شد. به باور من ایشان به‌آسانی می‌توانست چند وزیر زن داشته باشد و احتمالا محدودیت‌های روحانی را نداشت و می‌توانست مراجع را قانع کند یا اصلا مراجع چرا باید با وزارت زنان و از این‌که برای نمونه وزیر آموزش عالی یا آموزش‌وپرورش یک خانم باشد مخالف باشند؟ حال که این کار انجام نشده است می‌توانند در بدنه‌ی معاونان و سفرا از خانم‌ها استفاده کنند حتا مانعی ندارد که سخن‌گوی دولت هم یک خانم باشد. از نکات مثبت آقای رئیسی جوان‌گرایی است که می‌تواند ظرفیت باشد و البته در جای خود هم می‌تواند آسیب باشد چون دارای پختگی لازم نیستند چراکه اوضاع کشور نرمال نیست و ما امروز در جنگیم و در جنگ تعویض اسب برنده اصلا صلاح نیست یا در مورد مذاکرات از دید من آقای رئیسی باید چند سال آقایان ظریف و زنگنه را نگه می‌داشت تا موضوع نفت و مذاکرات وین به نتیجه می‌رسید آن هنگام اسب را تغییر می‌داد.

 خبرفوری: فکر می‌کنید روند مذاکرات تغییر می‌کند و آیا آقای عبداللهیان روند آقای ظریف را ادامه خواهند داد؟

رجایی: عوض نمی‌شود اما این‌که شما چه کسی را برای مذاکره بفرستید اهمیت زیادی دارد. مانند این است که شما تیم‌های استقلال و پرسپولیس و ملی را دارید و درون دروازه این‌که عابدزاده است یا بیرانوند یا دیگری متفاوت است

خبرفوری: پس نسبت به آینده نگرانید

رجایی: تصورم این است که باید از بروز اشتباه جلوگیری شود بنابراین باید چند مهره‌ی کلیدی را برسر کار نگه می‌داشتند درصورتی‌که وزیر گفته بود من تنها مجری هستم شاید این حرف درست باشد اما توانایی سخن و فهم مذاکره‌کننده و شناختی که نسبت به موضوع دارد اهمیت زیادی دارد. به یاد دارم چندی پیش که به دیدار ظریف رفته بودم به من گفت من 40 سال است چشم در چشم آمریکایی‌ها دوخته‌ام و هر دو سو یک‌دیگر را می‌شناسیم و می‌دانیم باید چه کنیم.

 مسلما آقای عبداللهیان با آقای ظریف فاصله‌ی زیادی دارند. شما در داستان بغداد دیدید هنگامی‌که انسان به زبانی مسلط نیست چرا باید با آن صحبت کند؟ امروز فضای مجازی بسیار خوب و درعین‌حال بی‌رحم شده است. می‌توانستید فارسی حرف بزنید ترجمه می‌شد چه اصراری به سخن‌گفتن به زبان دیگری داشتید که به جای 13 سیصد بگویید و دیگران اشاره کنند چه می‌گویید. به‌هرروی برای کابینه‌ی آقای رئیسی زود است اما امیدوارم با گفتمانی که در پیش گرفته است موفق شود البته موفقیت اصلی در تغییر ریلهایی است که فساد را بازتولید می‌کنند و این کار اصلی است جز این اگر این پنجره را ببندید پنجره‌های دیگری باز می‌شوند.

مورد بعدی در مورد خصوصی‌سازی است که ریل آن باید به‌کلی عوض شود. اراده‌هایی که معطوف به این است که اگر فلان بخش را به فلانی دهیم آب هم از آب تکان نمی‌خورد و ارز را با این قیمت تخصیص دهیم و سیستم بانکی این اندازه رها باشد و مانند آن باید اصلاح شود. از نکات مثبت آقای رئیسی این است که بار دولت را هم بر دوش کشید اما باید به‌سوی تغییر ریل و ریشه‌‎کن‎‌کردن فساد رود. دیروز در اخبار شنیدم در گمرک سرم‌هایی پیدا کرده‌اند که مربوط به سال 1395 است. این تغییر ریل این‌جا نیاز است که از گمرک تا وزیر و ریاست‌جمهوری کاملا روشن و مشخص باشد تا متوجه باشند چه رخدادی درحال روی‌دادن است که به سرعت اقدام کنند نه این‌که پس از خراب‌شدن خبر آن منتشر شود و مردم آه کشند. یا فرض کنید چه میزان بار در ایران است که در مورد آن‌ها تصمیم گرفته نشده است و هم‌چنان در گمرک معطلند و جامعه هم به آن‌ها نیاز دارد چندی پیش رئیس دادگستری نماینده‌ی رهبر به آن‌جا سرکشی کرده و دستور داده بود آن‌ها را وارد بازار کنند. این کارها باید زودتر انجام شود و درواقع باید کاری انجام شود تا سیستم به‌خودی خود کارش را انجام دهد.  

خبرفوری: اشاره کردید که نگران برسرکارآمدن استانداران نظامی هستید. اگر در این زمینه اطلاعاتی دارید در اختیار ما قرار دهید ازسوی دیگر براساس ادبیاتی که از چهره‌های جدید در مسند قدرتند این پرسش را می‌پرسم برای نمونه وزیر فرهنگ در متنی که برای سیاست‌گذاری‌ فرهنگی منتشر کرده از عبارات پدافند و آفند استفاده کرده یا آقای زاکانی از عبارت قرارگاه نخبگان استفاده کرده است. که این ادبیات هم نظامیست که در حوزه‌های شهری و فرهنگی به کار برده می‌شود. شاید این شبیه به نگرانی شما درباره‌ی نظامی‌بودن استانداران باشد. ادبیات و حضور نظامیان می‌تواند آسیب‌زا باشد؟

رجایی: مهم نیست که از قرارگاه استفاده کنند مهم این است که شما جنس کار را نظامی نبینید. برای نمونه چندی پیش محسن رضایی گفت باید قرارگاه فرهنگی راه‌اندازی کنیم و دنیا را به سمت فلان و فلان کار بریم. شاید از واژه‌ی قرارگاه چندان جالب نباشد یا برخی می‌خواهند ارادت خود را بیان کنند از واژه‌ی سرباز استفاده می‌کنند درواقع نه باید نوکر ارباب رعیتی باشد و نه سرباز نظامی. ما می‌توانیم از ادبیات دیگری استفاده کنیم اما باید بدانیم بحث این اندازه سطحی نیست که از واژگان و عبارات پدافند و مانند آن استفاده می‌کنیم. این‌ها نهادی از نظامی‌گری نیستند. من بارها گفته‌ام دستگاه تولید مدیر در کشور چیزی کم ندارد که بخواهد از نظامی‌ها قرض بگیرد. من همین نقد را به آقای رئیسی هم داشتم و به ایشان گفتم وارد عرصه‌‎ی ریاست‌جمهوری نشوید و در همان قوه‌ی قضاییه بمانید اما به‌هرروی برای این کار اراده‌ای دیگری وجود داشت. از دید من این بد است که فکر کنید در این عرصه کسی نیست و صرف این‌که مانند شما هستند در مسند کار قرار دهید و برای نمونه آن‌ها را استاندار کنید. طبع آن‌ها به این شکل است که باید دستور دهند و همگان هم باید از آن‌ها پیروی کنند بنابراین کم‌تر می‌توانند با کسی مشورت کنند. اگر در جلسه‌ای کسی به او نقدی کند و بگوید شما چیزی از اقتصاد استان نمی‌دانید او به‌کلی از بین می‌رود و نمی‌توان آن را تاب آورد و یا باید واکنش تند نشان دهد یا افراد را از جلسه بیرون کند به‌هرروی نمی‌تواند واکنش خوبی نشان دهد. نمی‌خواهم وارد بحث در این زمینه شوم اما آقای رئیسی باید بسیار مراقب باشد تا کشور به سمت حضور نظامی‌ها در دولت نرود. البته یک یا دو نفر را می‌دانم که حکمشان امضا هم شده است. البته شایعاتی هم وجود دارد که در جیب آقای وحیدی لیستی از سرداران سپاه است اما بعید می دانم اینقدر شدید باشد. فقط می‌دانم چند تنی را از میان نظامیان انتخاب خواهند کرد. 

فیلم این گفتگو را ببینید.

غلامعلی رجایی می‌گوید هم رئیسی و هم معاون اولش از مصادیق دو شغله‌ها هستند و باید از شغل پیشین خود استعفا دهند.

پایگاه خبری خبر فوری (khabarfoori.com) سیاسی/ سیاست داخلی 24 شهریور 1400 - 06:06

مریم محمدپور: چهره اش شباهت زیادی به کسی دارد که نامش با نام او گره خورده است. غلامعلی رجایی به عنوان مشاور مرحوم هاشمی رفسنجانی شناخته می شود و نه تنها چهره اش شبیه پسر رئیس پیشین مجلس خبرگان رهبری یعنی محسن هاشمی است، بلکه مانند خاندان هاشمی در طول مصاحبه با صدایی آرام و با طمانینه سخن می گوید. اما پس از آن شوخ می شود و می تواند طوری با صدای مرحوم سخن بگوید که فکر کنید اساسا «استخر فرهی» در کار نبوده است.

غلامعلی رجایی مهمان دفتر خبر فوری بود و در گفتگویی که با او داشتیم عمدتا از دو چهره بزرگ انقلاب یعنی امام خمینی و اکبر هاشمی رفسنجانی سخن گفتیم. رجایی استاد تاریخ است و درباره این دوچهره چندین کتاب دارد. دست آخر موضوع کمی به روزتر شد و پس از سخن درباره وضعیت زندان ها و به پیشنهاد خودش، دولت ابراهیم رئیسی موضوع سخن شد. او مشاور هاشمی رفسنجانی در مجمع تشخیص مصلحت نظام بود و این موقعیت باعث شده که شناخت جامعی از مرحوم هاشمی داشته باشد.

خبر فوری: مدتی است که بحث در مورد مقبره‌ و زیارتنامه امام خمینی در فضای مجازی شدت گرفته است. شما در مورد سیره‌ امام چندین و چند جلد کتاب نوشته‌اید؛ از نگاه شما به‌عنوان کسی که با امام و نوع زندگی ایشان آشناست آیا اگر امروز امام زنده بودند به مقبره‌ خود می‌رفتند؟

رجایی: البته کسی بر سر مقبره‌ی خود نمی‌رود ‌

خبر فوری: قطعا همین‌گونه است اما منظور در شرایط مشابه است

رجایی: تصور من این است که چون نقش امام در تاریخ  ایران و انقلاب و پی‌انداختن آن بی‌بدیل بود اقوام ایشان تصمیم به ساخت مقبره گرفتند اما به باور و دید من این تصمیم درست نبود چراکه با ساده‌زیستی و سیره‌ ایشان هم‌خوانی نداشت. البته احمد خمینی خود زاهد بود و می‌دانم و آگاهم که تا هنگام مرگ هیچ‌گونه دارایی و ملک و املاک و حتی حقوقی نداشت و هزینه‌های زندگی او را امام پرداخت می‌کرد پس چنین انسانی نمی‌تواند به‌دنبال تشریفات باشد. البته شاید این‌گونه تشریفاتی هم در ذهن اقوام امام نبود اما ناخواسته در این راه قرار گرفتند و ناگهان به این شکل درآمد.

خبر فوری: یعنی نقشه تغییر کرد؟

رجایی: گسترش پیدا کرد البته تا جایی‌که می‌دانم با رهبری هم مشورت‌ها و هماهنگی‌هایی شده بود چراکه بدون این امر چنین کاری شدنی نبود، چون احمدآقا پس از امام در جلساتی شرکت می‌کرد که آقایان هاشمی و رهبری در آن بودند و در این جلسات سه نفره این پیشنهاد را مطرح کردند و نمی‌توان تصور کرد چنین پروژه‌ی عظیمی که بودجه‌ی فراوانی هم نیاز دارد بدون هماهنگی با رهبری انجام شود. اما این‌که به‌راستی دیدگاه همه ساختن چنین بارگاهی بود، گمان نمی‌کنم و البته در مورد محل دفن امام هم بحث بود که سرانجام تصمیم بر این محل شد و در این مورد هم مجموعه عوامل بررسی شد برای نمونه محلی باشد که مردم برای رفتن به آن‌جا به زحمت نیفتند و به ترافیک تهران نیفزاید. به یاد ندارم امام جای خاصی را برای حل دفن خود وصیت کرده بودند یا خیر همان‌گونه‌که آقای هاشمی هم این کار را انجام نداده بودند به‌هرروی این کار انجام شد، اگرچه از دید من نباید انجام می‌شد چون در شأن امان نبود اما از دید من پرداختن به این مساله ازسوی دوستانی مانند شما و کسانی‌که به این موضوع دامن می‌زنند به بارگاه امام مربوط نیست و بیش‌تر به این موضوع مربوط است که همه می‌گویند امام با این کار مخالف بود و به‌دنبال این هستند که این کار را چه کسی انجام داده است کسی در مورد احمد چیزی نمی‌گوید و همه در مورد سید حسن خمینی می‌گویند و بحث را به‌سوی بیت امام می‌برند.

خبرفوری: من قصد ندارم وارد این مساله شوم چون شما در مورد سیره‌ امام کتاب دارید من این موضوع را مطرح کردم و چون این روزها این موضوع جنجال‌های زیادی را به‌وجود آورده است و شما هم نسبت به اما شناخت خوب و کافی دارید سوال من این است که به‌راستی اگر امروز امام زنده بود با این کار موافق بود؟

رجایی: خیر در ابتدا هم گفتم اما تحلیل می‌کنم که از آغاز هم بحث این‌گونه نبود، رهبری هم می‌دانستند اما مخالفتی نکردند امروز هم چیزی نمی‌گویند. البته ممکن است رهبری با سیستم کنونی موافق نباشند و حتی گمان می‌کنم آقای سید حسن خمینی هم با ترکیب کنونی مخالفند اما تصورم این است که در اوضاع کنونی مطرح‌کردن چنین موضوعاتی تنها برای به زیرپرسش‌بردن بیت امام است چراکه امام را همه می‌شناسند و بر ساده‌زیستی ایشان همگان اذعان دارند چنان‌که تا پایان عمر درصورتی‌که می‌توانست هزاران متر زمین و ملک داشته باشد در یک خانه‌ اجاره‌ای زندگی کرد.

حتما شنیده‌اید می‌گویند چرا برای امام زیارت‌نامه نوشته‌اند اما مگر تمامی افرادی که امام‌زاده هستند چیزی جز آقای خمینی هستند؟ تمامی مکان‌هایی که برای زیارت به آن‌ها سر می‌زنیم، مگر معصوم بوده‌اند؟

بنابراین تنها بیت ایشان هستند که مورد پرسش و بازخواست قرار می‌گیرند. حتی در مورد احمد آقا می‌دانم از دنیا رفتند درحالی‌که خانه نداشتند که حق طبیعی کسی است که خود را وقف امام و انقلاب کرده است. یکی از نزدیکان ایشان در بیت امام می‌گفت هنگامی‌که امام فوت کردند ایشان دو کیسه پر دلار و یورو و درهم دادند و گفتند این‌ها متعلق به امام است و به فلان جا تحویل دهید. کسی هم نتوانست چیزی دربیت امام به‌عنوان ملک و املاک پیدا کند درصورتی‌که امام توانایی و کاریزمای داشتن همه چیز را داشت.

خبرفوری: در مورد کیسه‌ پول توضیح می‌دهید.

رجایی: به هرروی‌ برای امام هدایا و خمس و زکات و وجوهات گوناگون و فراوان ازسوی مقلدانشان می‌آمد و ایشان آن‌گونه‌که صلاح می‌دانستند از آن‌ها استفاده می‌کردند که پس از امام در اختیار احمدآقا بود که با گونی آن‌ها را حمل می‌کرد و به مرکز مربوطه می‌فرستاد.

 اما در مجموع چنین بارگاهی نباید در جمهوری اسلامی به‌وجود می‌آمد و ساخته می‌شد درعین‌ این‌که امام در جایی دفن می‌شوند که شأنشان از لحاظ وسعت حفظ می‌شد اما در نهایت سادگی. دوستانی هم که آن‌جا را ساخته‌اند می‌گویند ما کاخ نساخته‌ایم و معمولا زیارت‌گاه‌ها در شأن افرادند و موضوع را به این سمت می‌برند که حتما شنیده‌اید می‌گویند چرا برای ایشان زیارت‌نامه نوشته‌اند اما مگر تمامی افرادی که امام‌زاده هستند چیزی جز آقای خمینی هستند؟ تمامی مکان‌هایی که برای زیارت به آن‌ها سر می‌زنیم، مگر معصوم بوده‌اند؟ به همین شکل بودند درصورتی‌که نقشی که امام بازی کردند و حتی خدماتی که ارائه دادند  را هم نداشتند. چگونه است که کسی نمی‌گوید برای کسی که معصوم نیست نباید زیارت‌نامه خواند یا چنین چیزی نوشت. البته در این‌جا نمی‌خواهم وارد محتوای زیارت‌نامه شوم‌.

خبرفوری: پس از نظر شما صرف داشتن زیارت‌نامه ایرادی ندارد.

رجایی: ابدا. مانند این‌که وقتی بر سر مزار اقوامتان که می‌روید در مفاتیح برای اموات زیارت‌نامه وجود دارد و آن را می‌خوانید که می‌گوید شما رفتید و ما هم به شما ملحق می‌شویم و صلوات و فاتحه. اما در این مورد آیا امام خمینی را با این حرم و بارگاه در حد معصوم بردند؟ اگر این‌گونه شده باشد باید ایستادگی و اعتراض کرد. آیا براین باورند که هر آن‌چه امام بگوید نمی‌توان خدشه‌ای به آن وارد کرد؟ من در مورد نحوه‌ی اندیشه‌ی امام کلاسی داشتم و در این مورد تدریس می‌کردم و در پژوهش‌کده‌ی امام که زیرنظر تولیت آستان حضرت امام است دیدگاه‌های خود را بیان می‌کردم. مهم این است که ما امام را از دایره‌ی نقد خارج نکنیم و در اندیشه‌ی ایشان اجتهاد کنیم اگرچه در جمعی که با استادان دانشگاه آزاد داشتم بیان کردم که برخی از اندیشه‌های ایشان تاریخ مصرف دارد و امروز باید به‌سوی اندیشه‌های بهتر و پویاتری حرکت کنیم.  

وقتی در سال 57 امام بعد از 14 سال به کشور برگشت، در بهشت زهرا زیر دست و پای مردم افتاد، . پس از آن امام تعریف می‌کردند احساس می‌کردم زیر دست و پا درحال مردنم، امام گفتند احساس کردم شیرین‌ترین لحظاتی‌که در عمرم داشتم همان بود که احساس می‌کردم زیر دست و پای این مردم درحال جان‌دادنم 

خبرفوری:  امام خود اهل زیارت‌نامه بودند؟ چون تصویری از ایشان در حرم‌ها دیده نشده است.

رجایی: امام چهارده سال در نجف بودند جز یک روز که آن هم گویا حرم را بسته بودند و اجازه‌ی ورود به کسی را نمی‌دادند هر روز آن‌جا بودند و همان یک روز هم که نتوانسته بودند بروند به پشت بام رفته و زیارت امین‌ا‌لله خواندند. همان‌گونه‌که می‌دانید زیارت‌نامه‌ها به دو شکلند برخی از آن‌ها را معصومین گفته‌اند مانند امین‌ا‌لله و برخی دیگر ادبیات است. اگر نوع دوم را نخوانید مشکلی نیست مانند این‌که وارد بارگاه امام رضا می‌شوید و سلامی می‌گویید و وارد می‌شوید تا زیارت‌نامه‌ی اصلی را بخوانید باقی همه ادبیات است. امام هم هرگز زیارت‌نامه‌های امین‌الله و عاشورایش ترک نمی‌شد. جالب این‌جاست که خودشان می‌گفتند روحیه‌ی عوام‌گونه دارند چون آقا مصطفی به ایشان گفته بودند شما مانند عوام هستید هر روز باید زیارت‌نامه بخوانید و گنبد را ببینید. ایشان در پاسخ گفته بودند دعا کنید خداوند این روحیه‌ی عوام‌گونه را از من نگیرد. این فلسفه‌ی نزدیکی به افراد در شیعه جایگاه خاصی دارد.  

خبرفوری: به آقای هاشمی اشاره کردید که در جلسات اولیه و سه نفره حضور داشتند و احتمالا این تصمیم‌گیری در آن زمان انجام شده است. شما به ایشان هم بسیار نزدیک بودید می‌خواهم بدانم دیدگاه ایشان در مورد مقبره‌ی امام چه بود.  

رجایی: در این‌باره هیچ‌گاه صحبتی نشد اما در خاطرات سالانه ایشان هست که در دهه فجر با حاج احمدآقا در این باره تبادل نظر کردند، یعنی به این صورت کمک می کردند. این طور موضوعات مانند قطع‌نامه است که در زمان آقای هاشمی که مسئول جنگ بود نوشته شد و دیگران سکوت کردند درصورتی‌که امام از جمعی شامل فرماندهان و آقای خامنه‌ای و دولت و آقای هاشمی کمک خواستند و همه در قطع‌نامه دخیل بودند. در مورد حرم امام هم دولت به آقای هاشمی زمین و امکانات دادند و رهبری تایید کردند و کار آغاز شد و مسلما آن‌ها با دست خالی که کار نمی‌کردند، از امکانات دولتی استفاده می‌کردند و با این وجود هیچ‌جا ندیدم آقای هاشمی نسبت به این موضوع نقدی داشته باشند.

خبرفوری: موضوع این‌جاست که نقدها در آن زمان به جدیت امروز نبود

رجایی: از دید من کسانی‌که این مسائل را مطرح می‌کنند اهداف سیاسی دارند درصورتی‎‌که باید به موارد اصلی‌تر بپردازند درواقع می‌خواهند با مطرح‌کردن این‌گونه مسائل اذهان را از موارد مهم‌تر منحرف کنند. من فکر می‌کنم برای دیده‌شدن مراکزی خاص نیازی به پایین‌کشیدن امام نداریم و به باور من این موضوع سیاسی و پروپاگاندا در مورد بیت امام است.

خبرفوری: پس از دید شما طراحی شده است

رجایی: دقیقا

خبرفوری: کسانی‌که این نقشه را پیش بردند در این راه موفق شدند؟

رجایی: هر حرکت تخریبی اگر خوب پاسخ داده نشود تاثیر خود را خواهد گذاشت اما از دید من در درازمدت کسی نمی‌تواند از ارزش‌های امام بکاهد. من بارها گفته‌ام اگر امام نبود، ایران، ایران نبود. ما در سال 1345 بحرین را هم تسلیم کردیم و از دست دادیم. بحرین جزو استان فارس بود و آب و هوای آن اعلام می‌شد. شاه می‌گفت ما که نمی‌توانیم کنار هر فرد یک مامور قرار دهیم و یک رفراندوم ساختگی درست کردند و با پول کلفت‌های فیلیپینی و فلسطینی و مانند آن رای جمع کردند و استقلالش را به رسمیت شناختند.

اگر امام زنده بودند و مردم از ایشان می‌خواستند فراندوم برگزار کند، حتما این کار را انجام می‌‌دادند چون حکومت متعلق و برای مردم است. البته ایشان براین باور بود که مردم از اصل اسلام برنمی‌گردند

در زمان رضاشاه مرزهای دیگری را هم از دست دادیم. اما همان‌گونه‌که اگر نادرشاه نبود ایران هم نبود چراکه او بود که شهرهای ما را از درون قلمرو عثمانی‌ها و ازبک‌ها و افغان‌ها بیرون کشید با این‌که افغان‌ها ایرانی بودند اما تهاجمشان را از پایتخت دور کرد و برای کشور تمامیت ارضی به‌وجود آورد، اگر امام هم نبود ایرانی وجود نداشت و استقلال و تمامیت ارضی کشور ما مدیون سیاست‌های ایشان است. جمله‌ای بیان می‌کنم از من به امانت داشته باشید؛ در زمان جنگ من سه سال مسئول تبلیغات قرارگاه خاتم بودم. یک روز با آقای سرلشگر قاسم ظهیری‌نژاد که بسیار بلند قامتند با آن لهجه‌ی آذری گفت می‌دانی امام به من چه گفت؟ گفت من تو را دوست دارم و سپس ادامه داد من خیلی تو را دوست دارم و این جمله را سه بار تکرار کردند. خاطره‌اش این بود می‌گفت با فرماندهان رفته بودیم و در مورد نقشه‌های عملیاتی صحبت می‌کردیم و توضیح می‌دادیم هنگامی‌که بحث تمام شد امام گفتند بحث تمام شد گفتیم بله. دستشان را روی نقشه گذاشتند و گفتند ببینید آقای ظهیری‌نژاد اگر دشمن بخواهد به اندازه‌ی این پنجه از خاک ایران جدا کند -نه از نقشه که چند استان را شامل می‌شود بلکه منظور از خاک ایران است- ترجیح می‌دهم پنجه‌ام قطع شود اما یک پنجه از خاک ایران به دست دشمن نیفتد. تفاوت را ببینید کسی که در زمان طاغوت به درجه‌ی امیری نائل شده و درجه گرفته است و فرد خوش‌ذاتی هم بود و زحمات فراوانی هم کشید، امام با او انگونه برخورد می کند.

خبرفوری: با این توصیف گویا امام بسیار ناسیونالیست بودند...

رجایی: خیر امام خیلی ناسیونالیست نبودند اما اجازه نمی‌دادند همین چهارچوب حریم ایران ذره‌ای دچار خدشه شود. در این زمینه خاطره‌ای دارم. آقای شمخانی تعریف می‌کرد نزد امام رفتیم من آیه‌ای خواندم الحمدللَّه الّذی هدینا لهذا و ما کنّا لنهتدی لولا ان هدینااللَّه که بخش آخر آن را اشتباه خواندم که امام فورا آن را اصلاح کردند یا در میان سخنانم گفتم شط‌العرب امام سخنم را قطع کردند و گفتند اروندرود یعنی امام فرد دوم سپاه پس از محسن رضایی در جنگ یعنی آقای شمخانی را ادیت می کند. درصورتی‌که شاید همین امروز هم به جنوب بروید از این‌گونه اصطلاحات زیاد بشنوید که منظوری هم در آن نیست براساس عادت گفته می‌شود.

خبرفوری: آقای شمخانی هم اهل همان‌جا هستند

رجایی: بله اهل اهوازند که نمی‌دانم بر سر عادت چنین چیزی گفته‌اند که البته یک شط‌العرب هم در بصره داریم.  امام چندان ناسیونالیست نبودند اما به مردم ایران علاقه‌ی فراوانی داشتند. خاطره ای بگویم از هنگامی‌که امام در بهشت‌زهرا و زمانی‌که پس از 14 سال به کشور برمی‌گردد به زیر دست و پا می‌افتند که عبا و عمامه‌شان از دست می رود. ما گفتیم در این 14 سال هیچ رخدادی روی نداد و امروز زیر دست و پای مردم خودمان امام از دست رفت که با هر زحمتی بود به جایگاه برگردانده شدند. پس از آن امام تعریف می‌کردند احساس می‌کردم زیر دست و پا درحال مردنم -من در فاجعه‌ی مکه گرفتار شدم و می‌فهمم چه حسی است گویی با مرگ کم‌تر از یک دقیقه فاصله دارید. برای من معجزه شد که در میان کشته‌شدگان 66 مکه نبودم.- اما امام گفتند احساس کردم شیرین‌ترین لحظاتی‌که  در عمرم داشتم همان بود که احساس می‌کردم زیر دست و پای این مردم درحال جان‌دادنم و ما می‌دانیم که امام حرفی را بدون فکر نمی‌گفتند. بارها به امام می‌گفتند با مردم و گروه‌ها که به دیدنشان می‌آیند با خوش‌رویی بیش‌تری برخورد کنید می‌گفتند شما فکر می‌کنیم من خود نمی‌دانم؟ می‌دانم اما با نفسم چه کنم که می‌گوید خوب برخورد کن تا مریدانت افزون شوند. ایشان مدت‌ها روی خود و رفتارش کار کرده بود. برخی عنانشان دست نفسشان است اما ایشان مراقبت می‌کردند. من بارها درخاطرات و نوشته‌هایم بیان کرده‌ام که آقای سید حسن صالحی که از گذشته‌های دور جزو یاران معتمد امام بودند می‌گفتند امام به ایشان گفته بود: حاج حسن آقا به یاد دارید پس از ماجرای 15 خرداد من جمله‌ای گفتم؟ شما به من گزارش دادید و من به شما گفتم باکی نیست چون مردم با ما هستند - در آن زمان برخی از مراجع کاری نمی‌کردند یا تاخیرهایی داشتند و امام را تنها گذاشته بودند درصورتی‌که در ابتدا همراهی کرده بودند-  آقای صالحی گفتند بله به خوبی به یاد دارم. امام می‌گویند فکر نمی‌کنید این چهارده سالی که در تبعید بودم به دلیل همین یک جمله بود که یک لحظه از یاد خدا غافل شدم و به جای آن‌که بگویم خدا با ماست از مردم گفتم؟

کسی آقای هاشمی را از رفتن به نماز جمعه منع نکرد اما ایشان خودشان نرفتند. آنها افرادی را می آوردند که زمین چمن و وسط را می‌گرفتند و دربرابر دوربین هم می‌نشستند و همه هم می‌دانیم از کجا هستند، مجلس را برهم می‌زدند و حرمت نماز و سپس خودشان شکسته می‎ شد و تصمیم گرفتند این کار را انجام ندهند

این فرد هنگامی‌که می‌گوید این ملت ایران که جانم فدای یکایک آن‌ها باد نیازی به پروپاگاندا و مرید پروری ندارد کمااینکه درهواپیما می‌گویند اگر مردم ایران بگویند جمهوری اسلامی نمی‌خواهیم چون می‌دانید که نخست این‌گونه نبود و بعدها در پاریس حکومت اسلامی به جمهوری اسلامی بدل شد؛ چه می‌کنید؟ گفتند من حرف خود را می‌زنم اما به مردم احترام می‌گذارم. من به‌عنوان کسی که کارشناس زندگی امام است و در این زمینه 5 جلد کتاب نوشته است به جرات می‌توانم بگویم کسی مانند امام کسی را کم‌تر دیده‌ام که مدام حواسش به رفتارش باشد که چه بگوید و چگونه رفتار کند و به جرات می‌گویم اگر مردم بودند و مردم می‌گفتند جمهوری اسلامی و اکنون می‌گوییم نمی‌خواهیم، اگرچه پرسش بسیار دشواریست چراکه به‌هرروی ما در این راه خون و جوان داده‌ایم اما درعین‌حال مطمئن هستم اگر ایشان بودند حتما به رای مردم احترام می‌گذاشتند.  

‌ خبرفوری: یعنی اگر امروز امام زنده بودند رفراندوم برگزار می‌کردند؟

رجایی: اگر از ایشان می‌خواستند و خواست مردم این‌گونه بود حتما این کار را انجام می‌‌دادند چون حکومت متعلق و برای مردم است. البته ایشان براین باور بود که مردم از اصل اسلام برنمی‌گردند هنگامی‌ هم که از او پرسیدند اگر مردم بگویند نمی‌خواهیم شما چه می‌کنید گفتند البته این‌گونه نیست. چون در خیابان همه می‌گویند ما اسلام می‌خواهیم اما اگر این‌گونه باشد من به دیدگاهشان احترام می‌گذارم اما حرف خود را هم بیان می‌کنم.

من حتی به افرادی که در تایید و رد صلاحیت نماینده‌ها بودند می‌گفتم به شما ربطی ندارد که این کار را انجام دهید مردم هر کسی را که می‌خواهند باید بتوانند انتخاب کنند. اما می بینید آنقدر دامنه استصواب تنگ شد که به استعفای آقای آملی لاریجانی رسید. من از این ماجرا تعجب نمی کنم چراکه تیغ استصواب دست خودشان را برید. این تیغ در دستان خودش بود حال که به خودش خورد متوجه شد خوب نیست. اما بسیاری را در مجلس و خبرگان و مانند آن به بهانه‌های گوناگون رد کردند. کسی نزد من آمد و گفت مرا که دختر شهید و فرهنگی هستم را رد کرده‌اند و تنها دلیلشان این بود که من با فائزه هاشمی عکس داشته‌ام. شخص دیگری که در دزفول با من ملاقات کرده بود را هم رد کرده بودند. پرسیده بود به چه دلیل؟ من که شاگرد آقای مصباح بودم؟ گفته بودند شما در فلان تاریخ با دکتر رجایی در مجمع تشخیص ملاقات داشته‌اید. به آقای هاشمی گفتم از شما که گذشته است هر کسی با شما ملاقات کند رد صلاحیت می‌شود که هیچ، اگر کسی با من هم ملاقات کند به همین سرنوشت دچار می‌شود.

خبرفوری: چه واکنشی داشتند؟  

رجایی: خندیدند

خبرفوری:  شما مشاور ایشان بودید از مشاوره‌هایی که به ایشان دادید کمی بگویید درواقع قصد دارم بدانم ایشان در چه زمینه‌هایی از شما مشاوره می‌گرفتند.

رجایی: بارها گفته‌ام که سن و پیشینه‌ی من جایگاه مشاوره دهی نبود اما به‌هرروی چون اطلاعاتی از پایین و جامعه داشتیم مواردی که به ذهنمان می‌رسید بیان می‌کردیم. برای نمونه یک مورد بحث شهید شیخ نمر بود.  آقای نوری شاهرودی نزد آقای هاشمی رفت. او سال‌ها با آقای هاشمی کار کرده بود و سفیر کشور ما در عربستان بود و با آقای هاشمی هم بسیار نزدیک بود. آقای نوری از اتاق آمد بیرون و گفت آقای رجایی من در مورد آقای نمر از حاج‌آقا چیزی خواستم نپذیرفتند شما ببینید می‌توانید کاری انجام دهید یا خیر. من هم به ایشان گفتم گویا از شما خواسته‌اند نامه‌ای بنویسید اما نپذیرفته‌اید. من با ایشان بسیار راحت بودم و من متولد سال 1336 هستم و درواقع نقش پدر و فرزندی با هم داشتیم اما هرگاه می‌خواستند وارد جایی شوند همواره می‌ایستادند و تعارف می کردند و فقط یکی دوبار این امر ترک شد چون عجله داشت، در سایر موارد بی استثنا می ایستاد. به‌هرروی به من گفتند بله آقای رجایی اما من احتمال تاثیر نمی‌بینم گفتم حال شما بنویسید گفتند من می‌دانم شدنی نیست گفتم شاید بنویسید و تاثیر گذار شود چون در بحث اعدام چندین جوان هم تاثیرگذاشته بود. گفتم شما بنویسید اگر نشد ضرری متحمل نشده‌اید اما در روز قیامت دربرابر خداوند پاسخ دارید تا این را گفتم گفتند بسیار خوب.

 نمی‌شود صد تن هم سخن‌رانی آقای سید حسن را برهم زنند و هم همان‌ها سخن‌رانی آقای هاشمی در کرمانشاه را دچار اخلال کنند سپس به لاریجانی در قم مهر پرت کنند و بعدش آقای مطهری را در شیراز با آجر بزنند و اجازه ندهند من در یزد سخن‌‎رانی کنم و هزاران مورد دیگر که مشخص است این افراد تیمند

خبرفوری: پس مشورت‌پذیر بودند.

رجایی: بسیار بسیار زیاد توانایی شنوندگی و حافظه‌ی بالایی داشتند. برای نمونه می‌گفتند در زندان بیست جزء از قران را حفظ کرده بودند و در ذهنشان آیات را فایل‌بندی کرده بودند که فلان آیه فلان سوره در مورد آب یا درخت و قیامت و تمدن‌ها و مانند آن است.  درواقع در مورد یک آیه این اندازه دسته‌بندی داشته است و آن‌ها را وارد دفتر می‌کرده و از زیرعبا به همسرش می‌داده که امروز تبدیل به فرهنگ قرآن شده است.  

خبرفوری: شده بود مشاوره‌ای به ایشان دهید و نپذیرند؟

رجایی: بله بسیار زیاد

خبرفوری: و پشیمان شوند؟

رجایی: ادب ایجاب می‌کرد پس از آن موضوع را دنبال نکنیم. برای نمونه هنگامی‌که تاجیک به فائزه ناسزا گفت تلفن کردم و گفتم او را ببخشید چون آقای هاشمی در مورد هر کسی که بهشان ناسزا می‌گفت می‌گفتند شکایت نکنید و موضوع را رها کنید و تنها در موارد اندک و اگر به خانواده‌شان توهینی می‌شد این کار را انجام می‌دادند اما در این مورد نپذیرفتند. درصورتی‌که من گفتم شما عالم و دانایید و اگر هم این کار را انجام دهید می‌گویند آقای هاشمی آنقدر بزرگوارند که کسی را که به ایشان توهین می‌کند می‌بخشد اما گفتند در مورد خانواده نمی‌توانم این کار را انجام دهم چون برای خانواده حرمت خاصی قائل بودند و خانواده تصمیم گرفته بود تا این فرد باید مورد محاکمه قرار گیرد که این‌گونه هم شد و برای این کار زندانی هم شد. به‌هرروی طبیعی بود برخی موارد را هم نپذیرند. یا گاهی من می‌گفتم از اعتبار و نفوذتان استفاده کنید و به اروپا و هند سفر کنید و تجارب خود را انتقال دهید که سکوت کردند.

خبرفوری: و البته نرفتند  

رجایی: بله و البته ملاحظاتی هم داشتند و گاه به مواردی هم اشاره می‌کردند که ما باید خود آن‌ها را حل می‌کردیم. 

خبرفوری: عبارت "پوکرفیس" را برای برخی سیاست‌مداران به کار می برند، به نظر آقای هاشمی هم چنین بودند، به راحتی نمی شد متوجه شد که ایشان شاد یا ناراحتند. آیا در خفا و هنگامی‌که در انظار مردم نبودند هم به همین آرامی بودند و متوجه شادی یا ناراحتیشان نمی‌شدید؟

رجایی: این‌گونه نیست متوجه می‌شدیم. از دید من ایشان سادگی و صداقت خاص روستایی داشتند یعنی ضمن پیچیدگی شخصیتی که داشتند از درون سادگی خاصی داشتند. در این‌جا باید یک خاطره اشاره کنم. خبرگزاری فایننشال تایمز برای گفت‌وگو با ایشان آمده بود در پایان از خبرنگارشان پرسیدم آقای هاشمی را چگونه دیدید؟ گفتند پیازی که لایه در لایه بود که تنها توانستم به چند لایه دست پیدا کنم. تعبیر جالبی بود که بعدها در سایتشان هم به این مورد اشاره کرده بودند. البته من در ابتدا در مورد شخصیت ایشان مقدمه‌چینی کرده بودم اما به من گفتند من با بزرگان دنیا مانند رئیس‌جمهور امریکا و نخست‌وزیر انگلستان گفت‌وگو کرده‌ام اما من اشاره کردم که پس حتما باید با آقای هاشمی هم گفت‌وگو کنید.

چند روز پیش آقای دکتر نجفی با ما تماس گرفتند و گفتند من ثلث محکومیتم را تحمل کرده‌ام و هشت ماه هم اضافه مانده‌ام اما گویا اراده‌ای پشت داستان است که این افراد از زندان خارج نشوند

آقای هاشمی در ظاهر بسیار مسلط بودند مانند افرادی که می‌گوید اختیار خوابشان در دستان خودشان است ایشان هم اختیار افکارشان را داشتند. اما با تمامی این تفاسیر از دید من آقای هاشمی با صداقت رفتار می‌کرد و کنش‌هایش کاملا روشن بود البته می‌دانست باید چه بگوید و چگونه رفتار کند و ما باید این موضوع را هم در نظر داشته باشیم. ممکن بود 5 نفر نزد ایشان بیایند و هر یک جواب متفاوتی بگیرند که من شاهد این موضوع بودم و البته منظور من پاسخ نیست چون پاسخ چیزی است که برای از سربازکردن می‎گویند اما جواب متفاوت است. قاعدتا ما 5 جواب نداریم یک جواب داریم و 4 پاسخ اما به آن چهار تن هم به‌گونه‌ای می‌گفتند که گویی جواب گرفته‌اند.

 خبرفوری: پس قدرت اقناع بالایی داشتند.

رجایی: دقیقا چون ایشان نویسنده و یک فرد واقع‌نگر و واقع‌گرا بودند. بافت صحنه و ماهیت موضوع را به‌خوبی می‌شناختند. گاهی برخی حرف‌ها را اینگونه می‌گفتند که این سخن را که رهبری هم مطرح کرده‌اند. برای نمونه در مورد انتخابات می‌گفتند همان‌گونه‌که رهبری گفتند ما در انتخابات باید حماسه ایجاد کنیم و برای این کار هم باید این کارها را انجام دهیم.  

خبرفوری: نمونه‌های شما به شخصیت روستایی ایشان اشاره‌ای نداشت.  

رجایی: خیر اما من می‌دیدم ایشان از چیزی که خوشحال بودند، شادی خود را نشان می‌دادند برای نمونه به ماجرای کلیپی اشاره کنم که چند سالی است از آقای کاردان کلیپی منتشر شده است. آقای هاشمی از چند تن از هنرمندان و اصحاب رسانه دعوت کرده بودند. چند نفری صحبت کردند و جلسه دچار رکود و رخوت شد اگر اشتباه نکنم در ماه رمضان هم بود. من به آقای سلیمانی مدیر برنامه گفتم باید کاردان صحبت کند تا جو عوض شود. ایشان بلند شدند و توانستند آقای هاشمی را بخندانند. یک جمله‌ عربی گفتند، هاشمی پرسید این را از کجا یاد گرفتید؟ گفتند از دوستان نابابی مانند شما؛ که جلسه از خنده سرشار شد.

کردیم  مثلا وزیر را به مجلس می‌بردیم و می‌پرسیدیم شما مقلد چه کسی هستید؟ همین آقای حجتی، وزیر پیشین جهاد کشاورزی پشت تریبون رفت و با صراحت گفت من مقلد آیت‌الله منتظری هستم، هر کاری می‌خواهید انجام دهید. ما چه کار داریم چه کسی مقلد چه کسی است؟ برای نمونه در گزینش می‌پرسیدند کفن چند تکه دارد درصورتی‌که آخوند محل هم نمی‌داند پاسخ این پرسش چیست و شما از کسی که می‌خواهد وارد اداره‌ی دخانیات شود و نامه ایمیل کند چنین پرسشی می‌کنید؟ چرا؟

 یا یک بار یک حافظ قرآنی با نام خانم حنانه خلفی را که بسیار خوش ‌سیما و خوش‌صدا بودند، معرفی کردم. او قرآن را به خوبی حفظ بود و از هر جا و به هر شکلی که از او می‌پرسیدید می‌توانست پاسخ دهد. در برابر این خانم آقای هاشمی یک فرد کاملا معمولی ظاهر شد و پرسش‌های قرآنی خود را مطرح و توصیه‌هایی هم کردند که ترتیل قرآن را با صدای ایشان ضبط کنید و... یعنی در برخورد با این دختربچه، دو زانو می‌نشستند و دست زیر چانه می‌گذاشتند و به سخنانش گوش می‌دادند و دیگر آن فرد همان دیپلماتی که می‌دیدیم، نبودند.   

خبرفوری: عصبانیت ایشان را دیده بودید؟

رجایی: بله

خبرفوری: کجا؟

رجایی: عصبانیت به معنای خشم را به‌راستی ندیدم اما گاهی مواردی بود که جدی می‌شدند و این موضوع در لحن و حالاتشان دیده می‌شد اما اصلا این‌گونه نبود که بخواهند فریاد بزنند. دست‌کم من ندیدم. تصور کنید من روزی هشت تا ده ساعت در مجمع با ایشان بودم و هرگز چنین چیزی ندیدم. من همه‌ی موارد را با ایشان درمیان می‌گذاشتم و همه‌ی آن‌چه در جامعه وجود داشت برایشان تایپ می‌کردم و در اختیارشان قرار می‌دادم تا ایشان از اوضاع و وضعیت جامعه آگاه شوند.

خبرفوری: یعنی حتی جوک‌ها؟

رجایی: بله همه چیز. بچه‌های مجمع می‌گفتند این کار را نکنید، صلاح نیست اما من می‌گفتم نه باید بدانند. یک بار کلیپی منتشر شده بود که حرف‌های بدی درمورد ایشان می‌زد.

خبرفوری: واکنش ایشان چه بود؟

رجایی: گفتند این دیوانه است... اکنون نمی‌خواهم نامی از ایشان بیاورم  

خبرفوری: یعنی چهره‌ی مشهور و شناخته‌شده‌ای هستند؟

رجایی: بله امروز هم علیه آقای هاشمی هتاکی می‌کند. آن زمان، طرف گفته بود اسم مرا نگویید اما فلان جمله را به آقای هاشمی بگویید، آقای هاشمی با لحن بسیار جدی گفت: «میگم، بگو» همان یک بارهم اینطوری صحبت کرد. در تمام 5 سال تنها باری که با من تحکمی صحبت کرد، همان بود که می خواست ببیند این جمله از کیست. من هم نباید می گفتم اما گفتم.  

خبرفوری: از اوضاع جامعه و سیاست‌مداران خشمگین نمی‌شدند؟ برای نمونه در سال‌ 88 که بسیاری براین باورند پروژه‌ی حذف هاشمی از آن سال و برخی دیگر براین باورند از سال 84 کلید خورد. آن رویدادها مسلما چندان مورد خواست و علاقه‌ی آقای هاشمی نبود. از این رخدادها عصبانی نمی‌شدند؟ واکنششان به این‌گونه مسائل چه بود؟  

رجایی: من 91 به مجمع رفتم و سال 88 در خدمتشان نبودم. از دید من، پس از آن نماز جمعه و خطبه‌ای که خواندند احساس کردند آخرین خطبه‌ای است که خواندند و متوجه بودند که مسائل به سمت و سویی حرکت می‌کند که ایشان نمی‌تواند ادامه دهد البته کسی ایشان را از رفتن به نماز جمعه منع نکرد اما ایشان خودشان نرفتند اما کاری کرده بودند که افرادی که زمین چمن و وسط را می‌گرفتند و دربرابر دوربین هم می‌نشستند و همه هم می‌دانیم از کجا هستند، مجلس را برهم می‌زدند و حرمت نماز و سپس خودشان شکسته می ‎شد و تصمیم گرفتند این کار را انجام ندهند.

خبرفوری: از کجا بودند؟

رجایی: نمی‌توانم در این مورد حرفی بزنم و واقعا هم نمی‌دانم دقیقا چه کسانی‌اند اما می‌دانم نمی‌شود صد تن هم سخن‌رانی آقای سید حسن را برهم زنند و هم همان‌ها سخن‌رانی آقای هاشمی در کرمانشاه را دچار اخلال کنند سپس به لاریجانی در قم مهر پرت کنند و بعدش آقای مطهری را در شیراز با آجر بزنند و اجازه ندهند من در یزد سخن‌‎رانی کنم و هزاران مورد دیگر که مشخص است این افراد تیمند. به‌هرروی آقای هاشمی بزرگ‌‌منشی کرد و از این کارها کناره‌گیری کرد. برای من هم پرسش بود که چرا آقای هاشمی نباید خطبه بخوانند. از من هم بسیار پرسیدند. می گفتند مصلحت نیست و من می‌خواستم حرمت شکسته نشود هم حرمت نماز و هم خودشان.

آقای خاتمی که به من گفتند من هنوز حرف‌هایی داریم که نمی‌توانم آن‌ها را بیان کنم. به‌هرروی همواره تاریخ به این شکل است که برخی از حرف‌ها را می‌توان زد برخی دیگر را کم‌وبیش می‌توان زد و برخی دیگر از سخنان را هم هرگز نمی‌توان بیان کرد

خبرفوری: حتی باز هم چیزی از خشم ایشان در خاطر ندارید.

رجایی: خیر باید بدانید روحیه‌ی من به‌گونه‌ای نیست که بخواهم شخصیت کسی را تقدیس کنم و همواره واقعیت را بیان می‌کنم و می‌دانم سخنانم در محضر خدا زده می‌شود و نباید دروغ بگویم به‌راستی من از ایشان به جز همان دو یا سه موردی که جدیت دیدم خشم و عصبانیتی ندیدم تنها یک بار هم کسی را از اتاق بیرون کرده بودند که نمی‌توانم به آن فرد اشاره کنم که البته آن زمان هم در دفتر نبودم و دوستان تعریف می‌کردند. این شخص کسی بود که در مورد رهبری و امام حرف‌های بدی مطرح کرده بود که در جلسات شرکت می‌کرد و می‌گفتند مشاور است درصورتی‌که نبود اما با دفتر همکاری داشت و نامی از او نمی‌آورم. موضوع را که پیگیری کردم گفتند حاج‌آقا زودتر از شما دستور داده‌اند که وارد مجمع نشوند. درواقع منظورم این است که موضع‌های جدی به این شکل داشت اما خشم و عصبانیت خیر.

خبرفوری: به‌تازگی بحث مرخصی و زندان آقای مهدی هاشمی فرزند آقای هاشمی مطرح شد که آقای خضریان متوجه شده‌ بودند ایشان در زندان نیستند. شما می‌دانید ایشان چه مدتی در مرخصی بودند؟

رجایی: من از مسائل شخصی فرزندانشان اطلاعی ندارم و در این مورد هم صحبت نمی‌کنم.  

خبرفوری: یعنی با خانواده‌ی ایشان ارتباطی ندارید؟

رجایی: با تمامی آن‌ها ارتباط دارم فقط فرصت واردشدن به این‌گونه مسائل و توجیه آن‌ها را ندارم اما ایشان ده سال حبس داشتند که سه سال را کشیدند و قاعدتا باید خارج از زندان باشند. چند روز پیش آقای دکتر نجفی با ما تماس گرفتند و گفتند من ثلث محکومیتم را تحمل کرده‌ام و هشت ماه هم اضافه مانده‌ام اما گویا اراده‌ای پشت داستان است که این افراد از زندان خارج نشوند اما چه تفاوتی دارد که آقای دکتر نجفی  یا مهدی کجا باشند چون کسی نیستند که اگر بیرون از زندان باشد شری ایجاد کنند.

 خبرفوری: یعنی چون یک سوم از مدت زندانشان را گذرانده‌اند باید بیرون باشند؟

رجایی: بله بسیاری با همین قانون از زندان خارج شده‌اند و افرادی که پشت این ماجرا هستند باید توضیح دهند که چرا این قانون برای این افراد اجرا نمی‌شود.

خبرفوری: موضوع دیگر در مورد فیلم‌هایی است که از زندان‌های ایران منتشر شده است. شما دوستان زندان‌رفته‌ی زیادی دارید این تصاویر برای شما آشنا بود؟

رجایی: بله. من می‌دانم که در زندان‌ها رخدادهایی روی داده است و رخ هم خواهد داد. زمان امام هم هیئتی به‌وجود آوردند و گزارشی آوردند و بر اساس آن، امام آقای لاجوردی را برداشتند. بنابراین من می‌دانم این موضوع تازه‌ای نیست و اگر کسی در این مورد خلاف آن را بیان کند درست نیست اما این‌که چرا در این حد و اندازه مطرح شده است مشخص نیست و باید چشم‌به‌راه ماند تا دید دامنه‌ی موضوع به چه شکل و اندازه است و باید دید داخلی یا از خارج هدایت می‌شود و در این مورد دوستان امنیتی باید توضیح دهند. از دید من موضوع دور از انتظاری نبود و مواردی که من شنیدم اصلا سخنان خوبی نبود. قبلا هم بوده، مثلا بازجویی خانم سعید امامی را شاید شنیده باشید.

 خبرفوری: آن مساله سیاسی بود، موضوع الان درباره غیرسیاسی‌هاست، عمومی است.

رجایی: اصلا تفاوتی ندارد و کسانی‌که زندان‌بانند هم نباید این کارها را انجام دهند. من لندن نرفتم اما می‌گویند در لندن پلیس مسلح نیست و تنها یک باتوم دارد اما در هر خیابان و منطقه پر از دوربین است و شما نمی‌توانید دست از پا خطا کنید. از دید من در مورد این مسائل در ایران باید بازنگری شود مانند برخی از حجم پرونده‌ها گاه می‌بینیم کوهی از کاغذ دربرابر قاضی است و این افراد چه زمانی فرصت می‌کنند این حجم از اطلاعات را مطالعه کنند. حضور فیزیکی باید کنترل شود و گمان می‌کنم از آن رخدادهایی است که باید در هر دوره‌ای چه اسلامی و چه غیر آن رخ داده است. البته در دوره‌ی اسلامی و بروز این‌گونه و این حجم از خشونت و بی‌رحمی بعید بود و چنین انتظاری نمی‌رفت. حتا اگر زندانی هم مقصر باشد نباید این‌گونه مورد ضرب و شتم قرار گیرد مگر این‌که قصد داشته باشد خود را بزند(بکشد) که در این مورد هم بحث است که آیا باید به خشونت متوسل شویم یا خیر و البته باید وسایل تیز در اختیار زندانی نباشد تا دست به خودزنی نکند و اگر این‌گونه شد باید با خشونت و با هر روش دیگری او را متوقف کنند و در این هنگام دوربین هم فیلم می‌گیرد اما در مجموع فیلم‌ها و صحنه‌های بسیار بدی بود.

می‌گفتم چه معنی دارد تمام دولت می‌نشینند و نگاه می‌کنند و آقای روحانی نیم ساعت حرف می‌زند؟ چه کاریست همه دنبا کارشان روند و او با دوربین سخن بگوید. گویی ایشان مجلس وعظ دارد و هفته‌ای دوبار نیم ساعت سخن‌رانی می‌کند. از نظر من آقای رئیسی هم نباید این کار را انجام دهد

خبرفوری: فرمودید زمان امام متوجه این رفتارها شدند و هیئتی را به زندان فرستادند اما این روش امروز تکرار شده است. از دید شما چرا اراده‌ای برای مانع از انجام این‌گونه اعمال شدن وجود ندارد؟

رجایی: از کجا می‌دانیم که این اراده‌ نیست؟

خبرفوری: چون چیزی تغییر نکرده است به‌هرروی اراده‌ی موثری وجود نداشته است 

رجایی: مشکل ما این است که به کسی اعتماد صد در صد می‌کنیم و او را بر مسند کار قرار می‌دهیم و برکار او هم نظارت چندانی نداریم و هنگامی‌که گزارش به این شکل باشد که از پایین به بالا می‌آید چندان قابل اعتماد نیست اما ما اعتماد می‌کنیم. در این‌جا مایلم به کتابی که در مورد سیره‌ی شهید رجایی نوشتم و بنیاد شهید آن را منتشر کرده است اشاره کنم. آقای رجایی منتقدانی داشت که می گفتند او معلم است و چه ارتباطی با نخست‌وزیری دارد؟ او چیزی از بودجه و سیاست نمی‌داند. اما آقای رجایی می‌گفتند این افراد را بیاورید تا به من نق بزنند و نام آن را هم گروه نق گذاشته بودند. یا مثلا هنگامی‌که برای حضرت امام نامه‌ها را می‌آوردند و می‌خواندند و پیش‌ می‌ رفتند امام می‌گفتند پس نامه‌های ناسزا کجاست؟ مگر می‌شود مردم به من ناسزا نگویند؟ من در این مورد احضار هم شدم و گفتند این چه حرفی بوده زده‌اید و من گفتم نه تنها زده‌ام بلکه نوشته‌ام و منتشر هم شده است. هنگامی‌که نتوانیم خود را نقد کنیم این مسائل رخ خواهد داد و به شکل زیرزمینی بروز پیدا می‌کند و چیزی می‌شود مانند تتلو با آن فالوورهای وحشتناکش. گلشیفته فراهانی را در داخل نمی‌توانید کنترل کنید به خارج از کشور می‌رود و دست به این‌گونه کارها می‌زند...

خبرفوری: منظورتان از کنترل چیست؟ برای نمونه چگونه باید گلشیفته فراهانی را کنترل می‌کردند؟

رجایی: هنگامی‌که ما دایره‌ی بودن افرادی مانند گلشیفته فراهانی و تتلو را در داخل تنگ می‌کنیم این‌گونه مسائل رخ می‌هد. برخی را می‌پذیرم، آنها می‌خواهند کار بیرون را در داخل انجام دهند که قاعدتا این‌جا عرفی وجود دارد. اما ما کارهای نادرست زیادی کردیم  مثلا وزیر را به مجلس می‌بردیم و می‌پرسیدیم شما مقلد چه کسی هستید؟ همین آقای حجتی، وزیر پیشین جهاد کشاورزی پشت تریبون رفت و با صراحت گفت من مقلد آیت‌الله منتظری هستم، هر کاری می‌خواهید انجام دهید. ما چه کار داریم چه کسی مقلد چه کسی است؟ برای نمونه در گزینش می‌پرسیدند کفن چند تکه دارد درصورتی‌که آخوند محل هم نمی‌داند پاسخ این پرسش چیست و شما از کسی که می‌خواهد وارد اداره‌ی دخانیات شود و نامه ایمیل کند چنین پرسشی می‌کنید؟ چرا؟

در زمان امام هیئتی به‌وجود آوردند و گزارشی آوردند و بر اساس آن، امام آقای لاجوردی را برداشتند. بنابراین موضوع اتفاقاتی که در زندان های می افتد، موضوع تازه‌ای نیست

 این قبیل موارد و مسائل در ممیزی کتاب هم فراوان است. در مورد یکی از کتاب من که در سال‌های پایانی زندگی آقای هاشمی منتشر شد نوشته بودند 70 مورد باید حذف شود که من گفتم بگویید چیزی چاپ نکنید این‌گونه راحت‌تر است. این مساله به وزیر کشیده شد و با آقای جهانگیری مطرح کردیم تا در نهایت بر سر 40 مورد به توافق رسیدیم. البته من گفتم روزی من تمامی آن‌ها را هم منتشر می‌کنم و این کار را هم خواهم کرد و جالب این‌جاست که این‌ها سال‌های پیش در مجلات و رسانه‌ها چاپ شده بود برای نمونه در مورد برخی گفت‌وگوها می‌گفتند حذفشان کنید که من می‌گفتم این‌ها در گذشته همگی منتشر شده است و خودتان مجوز داده‌اید می‌گفتند مهم نیست این مساله مربوط به گذشته است و امروز این کار شدنی نیست.

من تاکنون حتا یک ثانیه هم با بی‌بی‌سی مصاحبه نکرده‌ام و این کار را هم نخواهم کرد و البته این کار را بد نمی‌دانم و حتما آن‌ها مسائلی در مورد من بیان می‌کنند یا حتا فکر نکردم که کتاب‌هایم را در خارج از کشور منتشر کنم که حتا این پیشنهاد را هم به من دادند...

خبرفوری: یعنی داخل وزارت ارشاد به شما چنین پیشنهادی دادند؟

رجایی: خیر مشخص است که آن‌ها چنین کاری نمی‌کنند. دوستانم می‌گفتند چه اصراری دارید در داخل آن را منتشر کنید و می‌توانید به‌آسانی کتابتان را خارج از کشور و بدون سانسور منتشر کنید که نپذیرفتم و جالب این‌جاست که من در این کتاب از حرف‌های مگو چیزی نگفتم و شاید سی یا چهل سال دیگر هنگامی‌که نیستم منتشر شوند درست مانند آقای خاتمی که به من گفتند من هنوز حرف‌هایی داریم که نمی‌توانم آن‌ها را بیان کنم. به‌هرروی همواره تاریخ به این شکل است که برخی از حرف‌ها را می‌توان زد برخی دیگر را کم‌وبیش می‌توان زد و برخی دیگر از سخنان را هم هرگز نمی‌توان بیان کرد.

من یک شوخی کنم. یکی از نزدیکان دکتر شریعتی می‌گفت به در خانه‌ی دکتر می‌رفتند و می‌گفتند آقای دکتر شریعتی هست؟ خدمتکار خانه می‌گفتند در مورد استاد می‌گویید یا علی؟ اگر با استاد کار دارید نیست و اگر علی را می‌گویید اصلا نیست. ما هم در کلاس تاریخ و در آغاز ترم می‌گوییم تاریخ را اصلا نمی‌توان نوشت چون گاهی موضوعی بیان می‌شود که بسیاری مسائل دیگر را تحت‌تاثیر خود قرار می‌دهد و مواردی که در گذشته مطرح بوده است را به کلی از اهمیت خارج و یا کم‌اثر یا نفی می‌کند. در مورد تاریخ گفتن دشوار است چون آدمی باید براساس فکت‌ها و واقعیت‌های کنونی نظرو رای دهد که کار سختی است و انسان گاه در تصمیم‌گیری دچار اشتباه می‌شود چون واقعیت‌های زیادی در اختیار ندارد.   

خبرفوری: به‌تازگی دولت تغییر کرده است و بسیاری براین باورند یکدست شدن بدنه‌ی حاکمیت به موفقیت این دولت کمک می‌کند و برخی دیدگاه دیگری دارند و براین باورند که به‌هرروی دوگانه‌سازی رخ می‌دهد. از نظر شما دولت آقای رئیسی در پایان مانند دیگر دولتها با مخالفان جدی روبه‌رو می‌شود؟ برای ایشان چه پیشنهادی دارید که به این جا نرسد.  

رجایی: پرسش خوبی است و از دید من این دولت با دول پیشین باید و نبایدها، اشتراکات و تفاوت‌هایی دارد درست مانند شخصیت آقای رئیسی با روسای جمهور پیشین. او دست به کارهایی زده است که دول پیشین هم انجام دادند که از دید من هر کسی بر سر کار آید چاره‌ای جز حرکت در این دایره ندارد مانند فرم اداره و پخش جلسات که البته من به این امر معترض بودم و می‌گفتم چه معنی دارد تمام دولت می‌نشینند و نگاه می‌کنند و آقای روحانی نیم ساعت حرف می‌زند؟ چه کاریست همه دنبا کارشان روند و او با دوربین سخن بگوید. گویی ایشان مجلس وعظ دارد و هفته‌ای دوبار نیم ساعت سخن‌رانی می‌کند. از نظر من آقای رئیسی هم نباید این کار را انجام دهد و باید بدانیم که نباید خود را در چهارچوبی که از پیش وجود دارد قرار دهیم.

آیا از میان اصلاح‌طلبان حتا یک تن هم نبود که واجد شرایط باشد و بتواند مشاور یا وزیر شود؟ آقای رئیسی را فردی نمی‌بینم که بخواهد از اصلاح‌طلبان مشورت بگیرد. البته خواهد گفت که مردم به ما رای دادند بله این‌گونه است و شما هم باید براساس رای خود کشور را اداره کنید اما مردمی که بر آن‌ها حکومت می‌کنید همه اصول‌گرا نیستند. ضمن این‌که ایشان هم با کم‌ترین میزان آرا هم به ریاست جمهوری رسیدند

برای آقای رئیسی یک‌دست شدن حاکمیت یک ظرفیت است اما درعین‌حال می‌تواند آسیب هم باشد چون تا شما منتقد نداشته باشید نمی‌توانید مشکلات خود را پیدا کنید و تردیدی ندارم با این منش مشکل پیدا می‌کند. حدس می‌زنم در ادامه برخی از وزرای خود را تغییر دهد به‌هرروی ایشان در قوه مجریه نبوده و در قوه قضائیه بوده، آن هم بیشتر معاون اول بوده و مدت کوتاهی رئیس قوه شده. بنابراین زمان می برد تا با کار اجرایی آشنا  و ممکن است در این چینش با مشکلاتی روبه‎‌رو شود و دست به تغییراتی بزند، چنان‌که با آمدن شهردار و در همین دو هفته اول نظرش در مورد چندین تن تغییر کرد...

خبرفوری: کدام شهردار؟ 

رجایی: نمی‌خواهم در این مورد صحبت کنم اما چون گمان کردند هنوز برای برکنارکردن برخی زود است دست نگه داشته‌اند و فکر می‌کنم در مورد برخی وزرا به این نتیجه خواهد رسید و شاید این دولت در سال دوم یا سوم به ترمیم برسد.

اما این مجلس با سطحی که رای آورد و مباحث و سطح آن‌ها مشکلاتی را برای دولت ایجاد می کند، مثلا دست و پای دولت در مذاکرات را بسته است. شما با 1+5 وارد مذاکره شده‌اید و به نتایجی هم دست پیدا کرده‌اید اما ناگهان از آن به‌کلی منع می‌شوید. کمااینکه خود روحانی گفت من نمی‌خواهم در دولتم این‌گونه شود بسیار خوب اما در دولت بعدی باید ادامه پیدا می‌کرد و من همواره گفتم ما چاره‌ای جز این نداریم که در این گروه با قدرت ظاهر شویم و مسائل را به سود کشورمان پیش ببریم و شرایط تازه را هم بپذیریم. این‌که بخواهیم اوضاع را کاملا به سود خود پیش بریم شدنی نیست و آن‌ها هم خواهند گفت صبر ما هم اندازه‌ای دارد کمااین‌که گفتند و امکان دارد تحریم‌ها را بیش‌تر کنند. بنابراین در این‌جا این یک‌دست‌بودن حاکمیت برای آقای رئیسی حسن نیست.

آقای رئیسی دادستان ویژه روحانیت است. ایشان باید از فردای دریافت حکم ریاست‌جمهوری‌اش چون از مصادیق دو شغله بودن است استعفا می‌نوشت که ندیدم چنین کاری انجام دهد. معاون اول ایشان هم‌چنان رئیس ستاد اجرای فرمان امام است و همه می‌دانیم حجم این شغل‌ها به‌اندازه‌ای زیاد است که یک تن نمی‌تواند از عهده‌ی هر دو شغل برآید

ای کاش مجلس بالنده‌‎تر و نقادتری وجود می‌داشت تا آقای رئیسی بهتر کار می‌کرد تا این‌که در کابینه و به‌عنوان وزیر کسی را معرفی کند که ناچار شوند بگویند خودش مجلس را ترک کند. از خراسان هم به آقای رئیسی اعتراضات گسترده‌ای شد که ما ایشان را می‌شناسیم اصلا فرد شایسته‌ای نیست. یا در مورد این‌که بحث بود تا وزارت کشور را به این سمت هدایت کنند که نظامیان را استاندار کنند و باوجود این‌که برای نظامیان و سپاه احترام زیادی قائلم اما براین باورم که نباید هسته‌ی اداره‌ی کشور را به نظامیان سپرد. اکنون به این شکل گفته می‌شود که به این سمت در حرکتیم که برخی استاندارها می‌گویند نماینده‌ها امضا کرده‌اند درصورتی‌که این موضوع باید از دولت بررسی و اجرایی شود. باید از رفتارها و بازدیدهای سرزده پرهیز کنند ممکن است برای مردم این‌که رئیس‌جمهورشان ناگهان وارد مترو یا غسال‌خانه‌ی بهشت‌زهرا و بیمارستان می‌شود خوب باشد اما...  

خبرفوری: چرا باید از این قبیل کارها پرهیز کند؟

رجایی: تکیه بر این‌ها، شیوه های قبل را که منتج به نتیجه نشد را تکرار می کند. بازدید سرزده که راهی برای کشور نیست و باید به سمت برخورد اساسی‌تر روند. این کار وزیر است. در زمان احمدی‌نژاد هم می‌گفتم این‌که شما به دانشگاه شریف می‌روید و می‌گویید بودجه‌ی این بخش را بیش‌تر کنید کار شما نیست و این‌گونه نمی‌توان مملکت را اداره کرد. رئیس دانشگاه‌ها در جلسه‌ی شورای ریاست دانشگاه با وزیر شرکت می‌کنند که برنامه‌ی خاص خود را دارد یا در جایی گفته بود تمامی پرستاران را به سفر عمره بفرستید مگر می‌توان بدون برنامه و به این راحتی چنین چیزی گفت؟ به یاد دارم تصویر آن هم وجود داشت. من با ایشان بحث‌های زیادی داشتم که همگی واردند.

خبرفوری: نگرانید که آقای رئیسی مانند آقای احمدی نژاد عمل کند؟

رجایی: بحث بر سر این حرف‌ها نیست. من به حرف‌های ایشان نقد دارم. نیروهای آقای احمدی‌نژاد نیروهای مملکتند. ایشان که خود کارخانه‌ی ساخت وزیر نداشتند در این کشور یارگیری کرده است و خود نیز در زمان آقای هاشمی استاندار بوده است بنابراین این نقد به آقای رئیسی وارد نیست اما این نقد وجود دارد و در این باره هم نوشتم که آیا از میان اصلاح‌طلبان حتا یک تن هم نبود که واجد شرایط باشد و بتواند مشاور یا وزیر شود. جامعه ما مانند لندن یا واشنگتن دوقطبی است، جامعه سه قطبی که نداریم. همین مساله آقای رئیسی را وارد محدوده‌ای کرد که حتما آسیب می‌بیند. آقای رئیسی را فردی نمی‌بینم که بخواهد از اصلاح‌طلبان مشورت بگیرد. البته خواهد گفت که مردم به ما رای دادند بله این‌گونه است و شما هم باید براساس رای خود کشور را اداره کنید اما مردمی که بر آن‌ها حکومت می‌کنید همه اصول‌گرا نیستند. ضمن این‌که ایشان هم با کم‌ترین میزان آرا هم به ریاست جمهوری رسیدند. آرایی که ایشان به دست آوردند از چهار سال دوم آقای روحانی کم‌تر است با این توضیح که در این چهار سال میزان جمعیت هم بیش‌تر شده و افراد واجد شرایط برای رای‌دادن زیادتر شده‌اند یا ویژگی‌های دیگری که مربوط به ایشان نبوده است مانند میزان آرای باطله.

به‌هرروی به باور من این‌که ایشان وارد این عرصه شدند نوعی خودشکنی و ایثار کردند و من ایشان را فرد خوش‌ذات و سالمی می‌دانم و مطمئنم سخنانی که بیان می‌کند واقعی و جدی است و در قوه‌ی قضاییه نزدیک به 40 کارخانه را به بیت‌المال برگرداند که اصلا نباید خصوصی‌سازی می‌شدند. امیدوارم همین آهنگ را پیش برند اما باید بدانند برای اداره‌ی این کشور باید برروی چهار چرخ حرکت کنند. بهتر است آقای رئیسی تنها برروی جریان اصول‌گرا تمرکز نکند همان‌گونه که گفتند در بحث اقتصاد هر طرحی مطرح شود باید دارای پیوست نخبگان هم داشته باشد در دیگر مسائل به‌ویژه توسعه‌ی سیاسی ایشان باید خوب ظاهر شوند. از نظر من هر دولت باید از دولت پیش از خود بهتر باشد. امیدوارم توسعه‌ی سیاسی آقای رئیسی از دوره‌ی آقای خاتمی هم قوی‌تر باشد. چون این دول می‌آیند و می‌روند و تنها چیزی که باقی می‌ماند مردم و فرهنگ کشور است.  

خبرفوری: نشانه‌هایی هم دارید؟ یعنی امیدوارید یا فکر می‌کنید چنین چیزی می‌شود؟

رجایی: امیدوارم چون همان‌گونه‌که گفتم آقای رئیسی فرصت‌ها، مزیت‌ها و محدودیت‌هایی دارد. به مزیت‌هایش که همان خوش‌ذاتی و نفسی‌ و پرکاری و جدیت و قاطعیتش بود اشاره کردم اما بدی ماجرا این است که تاکنون چندان در سیستم اجرا نبوده‌اند و اداره‌ی دولت پیچیدگی‌های خاص خود را دارد و باید با خطا و اشتباه کم‌تری ظاهر شود درست مانند کسی که برای وزارت آموزش‌و‌پرورش پیشنهاد داده بود که مجلس در این زمینه تا چه اندازه کمک کرد و اگر او وزیر می‌شد مانند زنگوله‌ای بر پای رئیسی می‌شد که هر جا می‌رفت صدایی از او می‌شنید و ناچار بود به‌گونه‌ای آن را جراحی کند و خوشبختانه مجلس از ابتدا اجازه‌ی این کار را نداد. تاکنون تمامی روسای جمهور به شکلی در قوه‌ی مجریه بوده‌اند جز آقای هاشمی که ایشان هم در مجلس حضور داشتند و این مجلس به‌گونه‌ای بود که در زمان امام کشور را می گرداند اما آقای رئیسی تنها کسی است که در این قوه حضور نداشته است.

موضوع بعدی این است که ایشان باید بدانند بسیار زیر ذره‌بینند و مدام رصد می‌شوند برای نمونه در مورد مساله‌ی خوزستان نه از این منظر که من خوزستانی‌ام، بلکه از این دید که این استان آب و خاک و انرژی و صنعت کشور را دارد و درعین‌حال مرزهای تجاری و بین‌المللی در این استان وجود دارد و باید به این استان توجه ویژه شود و حتا به دولت دعوت شود. به‌تازگی متوجه شدم حکم استاندار را ایشان امضا کرده‌اند که برخی براین باورند که این کار از لحاظ قانونی ایراد دارد و این کار را باید وزیر انجام دهد. باید بدانیم این سقف خواسته‌های مردم خوزستان نیست که امضا را آقای وحیدی یا رئیسی انجام دهد اختیاراتی که برای استاندار در نظر می‌گیرند باید ازسوی رئیس‌جمهور اعلام شود و با استاندار دیگر استان‌ها تفاوت داشته باشد. چون می‌دانیم آورده‌ای که خوزستان برای بودجه‌ی کشور دارد بیش از 8 تا 10 استان کشور است.

 از نظر من مورد بعدی ایشان در مورد دادستان ویژه بودن است. ایشان  باید از فردای دریافت حکم ریاست‌جمهوری‌اش چون از مصادیق دو شغله بودن است استعفا می‌نوشت که ندیدم چنین کاری انجام دهد. مورد بعدی این است که معاون اول ایشان هم‌چنان رئیس ستاد اجرای فرمان امام است و همه می‌دانیم حجم این شغل‌ها به‌اندازه‌ای زیاد است که یک تن نمی‌تواند از عهده‌ی هر دو شغل برآید. حتما رهبری روی این موضوع تدبیری خواهند داشت اما بهتر است این کار هر چه زودتر انجام شود. مورد بعدی تعیین هر چه زودتر سخن‌گو است این‌که هر وزیری مدام ازسوی خود شروع به سخن‌رانی کند اصلا خوب نیست و هنگامی‌که همه مدام صحبت می‌کنند در آن اشتباهات فراوانی به‌وجود می‌آید. یا در مورد این‌که گفتند در سال یک میلیون مسکن تولید می‌کنیم که این اصلا شدنی نیست. این مقدار مسکن در ماه چه اندازه می‌شود؟

خبرفوری: بیش‌تر کارشناسان مسکن می‌گویند این کار شدنی نیست

رجایی: این حرف به این معنی است که درهر چند دقیقه باید یک خانه ساخته شود مگر چنین چیزی امکان دارد؟ ازسوی دیگر ما زیرساخت‌ها و سرمایه‌ی لازم برای این کار را در اختیار نداریم. رئیس تازه‌ی بنیاد مسکن گفته است که 400 هزار واحد را آن‌ها می‌سازند که می‌دانیم نمی‌توانند. از دید من نیازی نیست آقای رئیسی و تیمش این عدد‌های پرطمطراق را بیان کنند مردم هم می‌دانند که این کارها شدنی نیست بنابراین بهتر است روی زمین حرکت کنند چون این سخن‌ها بعدها برای خودشان دردسر به‌وجود می‌آورد و زنگوله‌ی یک میلیون مسکن حتا اگر برای دور دوم ریاست جمهوری‌شان باشد ایشان را رها نخواهد کرد و مدام به او می‌گویند شما از یک میلیون مسکن گفتید درصورتی‌که در پایان هشت سال تنها توانسته‌اید 354 هزار مسکن بسازید. احمدی‌نژاد که از چند میلیون مسکن سخن گفته بود در نهایت تنها توانست 2 میلیون مسکن بسازد که همه در مورد وضعیت آن‌ها می‌دانیم.

مورد بعدی در مورد اشتباه استراتژیکی است که در مورد زن‌ها انجام شد. به باور من ایشان به‌آسانی می‌توانست چند وزیر زن داشته باشد و احتمالا محدودیت‌های روحانی را نداشت و می‌توانست مراجع را قانع کند یا اصلا مراجع چرا باید با وزارت زنان و از این‌که برای نمونه وزیر آموزش عالی یا آموزش‌وپرورش یک خانم باشد مخالف باشند؟ حال که این کار انجام نشده است می‌توانند در بدنه‌ی معاونان و سفرا از خانم‌ها استفاده کنند حتا مانعی ندارد که سخن‌گوی دولت هم یک خانم باشد. از نکات مثبت آقای رئیسی جوان‌گرایی است که می‌تواند ظرفیت باشد و البته در جای خود هم می‌تواند آسیب باشد چون دارای پختگی لازم نیستند چراکه اوضاع کشور نرمال نیست و ما امروز در جنگیم و در جنگ تعویض اسب برنده اصلا صلاح نیست یا در مورد مذاکرات از دید من آقای رئیسی باید چند سال آقایان ظریف و زنگنه را نگه می‌داشت تا موضوع نفت و مذاکرات وین به نتیجه می‌رسید آن هنگام اسب را تغییر می‌داد.

 خبرفوری: فکر می‌کنید روند مذاکرات تغییر می‌کند و آیا آقای عبداللهیان روند آقای ظریف را ادامه خواهند داد؟

رجایی: عوض نمی‌شود اما این‌که شما چه کسی را برای مذاکره بفرستید اهمیت زیادی دارد. مانند این است که شما تیم‌های استقلال و پرسپولیس و ملی را دارید و درون دروازه این‌که عابدزاده است یا بیرانوند یا دیگری متفاوت است

خبرفوری: پس نسبت به آینده نگرانید

رجایی: تصورم این است که باید از بروز اشتباه جلوگیری شود بنابراین باید چند مهره‌ی کلیدی را برسر کار نگه می‌داشتند درصورتی‌که وزیر گفته بود من تنها مجری هستم شاید این حرف درست باشد اما توانایی سخن و فهم مذاکره‌کننده و شناختی که نسبت به موضوع دارد اهمیت زیادی دارد. به یاد دارم چندی پیش که به دیدار ظریف رفته بودم به من گفت من 40 سال است چشم در چشم آمریکایی‌ها دوخته‌ام و هر دو سو یک‌دیگر را می‌شناسیم و می‌دانیم باید چه کنیم.

 مسلما آقای عبداللهیان با آقای ظریف فاصله‌ی زیادی دارند. شما در داستان بغداد دیدید هنگامی‌که انسان به زبانی مسلط نیست چرا باید با آن صحبت کند؟ امروز فضای مجازی بسیار خوب و درعین‌حال بی‌رحم شده است. می‌توانستید فارسی حرف بزنید ترجمه می‌شد چه اصراری به سخن‌گفتن به زبان دیگری داشتید که به جای 13 سیصد بگویید و دیگران اشاره کنند چه می‌گویید. به‌هرروی برای کابینه‌ی آقای رئیسی زود است اما امیدوارم با گفتمانی که در پیش گرفته است موفق شود البته موفقیت اصلی در تغییر ریلهایی است که فساد را بازتولید می‌کنند و این کار اصلی است جز این اگر این پنجره را ببندید پنجره‌های دیگری باز می‌شوند.

مورد بعدی در مورد خصوصی‌سازی است که ریل آن باید به‌کلی عوض شود. اراده‌هایی که معطوف به این است که اگر فلان بخش را به فلانی دهیم آب هم از آب تکان نمی‌خورد و ارز را با این قیمت تخصیص دهیم و سیستم بانکی این اندازه رها باشد و مانند آن باید اصلاح شود. از نکات مثبت آقای رئیسی این است که بار دولت را هم بر دوش کشید اما باید به‌سوی تغییر ریل و ریشه‌‎کن‎‌کردن فساد رود. دیروز در اخبار شنیدم در گمرک سرم‌هایی پیدا کرده‌اند که مربوط به سال 1395 است. این تغییر ریل این‌جا نیاز است که از گمرک تا وزیر و ریاست‌جمهوری کاملا روشن و مشخص باشد تا متوجه باشند چه رخدادی درحال روی‌دادن است که به سرعت اقدام کنند نه این‌که پس از خراب‌شدن خبر آن منتشر شود و مردم آه کشند. یا فرض کنید چه میزان بار در ایران است که در مورد آن‌ها تصمیم گرفته نشده است و هم‌چنان در گمرک معطلند و جامعه هم به آن‌ها نیاز دارد چندی پیش رئیس دادگستری نماینده‌ی رهبر به آن‌جا سرکشی کرده و دستور داده بود آن‌ها را وارد بازار کنند. این کارها باید زودتر انجام شود و درواقع باید کاری انجام شود تا سیستم به‌خودی خود کارش را انجام دهد.  

خبرفوری: اشاره کردید که نگران برسرکارآمدن استانداران نظامی هستید. اگر در این زمینه اطلاعاتی دارید در اختیار ما قرار دهید ازسوی دیگر براساس ادبیاتی که از چهره‌های جدید در مسند قدرتند این پرسش را می‌پرسم برای نمونه وزیر فرهنگ در متنی که برای سیاست‌گذاری‌ فرهنگی منتشر کرده از عبارات پدافند و آفند استفاده کرده یا آقای زاکانی از عبارت قرارگاه نخبگان استفاده کرده است. که این ادبیات هم نظامیست که در حوزه‌های شهری و فرهنگی به کار برده می‌شود. شاید این شبیه به نگرانی شما درباره‌ی نظامی‌بودن استانداران باشد. ادبیات و حضور نظامیان می‌تواند آسیب‌زا باشد؟

رجایی: مهم نیست که از قرارگاه استفاده کنند مهم این است که شما جنس کار را نظامی نبینید. برای نمونه چندی پیش محسن رضایی گفت باید قرارگاه فرهنگی راه‌اندازی کنیم و دنیا را به سمت فلان و فلان کار بریم. شاید از واژه‌ی قرارگاه چندان جالب نباشد یا برخی می‌خواهند ارادت خود را بیان کنند از واژه‌ی سرباز استفاده می‌کنند درواقع نه باید نوکر ارباب رعیتی باشد و نه سرباز نظامی. ما می‌توانیم از ادبیات دیگری استفاده کنیم اما باید بدانیم بحث این اندازه سطحی نیست که از واژگان و عبارات پدافند و مانند آن استفاده می‌کنیم. این‌ها نهادی از نظامی‌گری نیستند. من بارها گفته‌ام دستگاه تولید مدیر در کشور چیزی کم ندارد که بخواهد از نظامی‌ها قرض بگیرد. من همین نقد را به آقای رئیسی هم داشتم و به ایشان گفتم وارد عرصه‌‎ی ریاست‌جمهوری نشوید و در همان قوه‌ی قضاییه بمانید اما به‌هرروی برای این کار اراده‌ای دیگری وجود داشت. از دید من این بد است که فکر کنید در این عرصه کسی نیست و صرف این‌که مانند شما هستند در مسند کار قرار دهید و برای نمونه آن‌ها را استاندار کنید. طبع آن‌ها به این شکل است که باید دستور دهند و همگان هم باید از آن‌ها پیروی کنند بنابراین کم‌تر می‌توانند با کسی مشورت کنند. اگر در جلسه‌ای کسی به او نقدی کند و بگوید شما چیزی از اقتصاد استان نمی‌دانید او به‌کلی از بین می‌رود و نمی‌توان آن را تاب آورد و یا باید واکنش تند نشان دهد یا افراد را از جلسه بیرون کند به‌هرروی نمی‌تواند واکنش خوبی نشان دهد. نمی‌خواهم وارد بحث در این زمینه شوم اما آقای رئیسی باید بسیار مراقب باشد تا کشور به سمت حضور نظامی‌ها در دولت نرود. البته یک یا دو نفر را می‌دانم که حکمشان امضا هم شده است. البته شایعاتی هم وجود دارد که در جیب آقای وحیدی لیستی از سرداران سپاه است اما بعید می دانم اینقدر شدید باشد. فقط می‌دانم چند تنی را از میان نظامیان انتخاب خواهند کرد. 

فیلم این گفتگو را ببینید.

شیراز فضای مجازی نماز جمعه 



  اخبار برگزیده
  

واکنش همتی به طرح مسأله «عدم استقراض از بانک مرکزی» توسط دولترئیس کل پیشین بانک مرکزی به انتشار یک توئیت به مسأله عدم استقراض دولت از بانک مرکزی واکنش نشان داد.
مثلث بهاره رهنما بازی بانک مرکزی 

  

میانجیگری عاقلانه سردار آزمون میان مهدی طارمی و اسکوچیچسردار آزمون در ماجرای طارمی و اسکوچیچ نشان داد رشد خوبی داشته است.
خانه فوتبال سردار آزمون مهدی طارمی پرسپولیس 

  

انتشار برخی خبرها درباره «کودتای نظامی» در سودان | نخست‌وزیر تحت بازداشت خانگی قرار گرفتخبرگزاری ها از حمله گروهی از نظامیان به اقامتگاه عبدالله حمدوک، نخست وزیر سودان و بازداشت او خبر داده اند. گزارش هایی هم از بازداشت چهار نفر از وزیران دولت و مشاور مطبوعاتی نخست وزیر سودان منتشر شده است. منابع مطلع نظامیان ناشناس را به کودتا علیه دولت انتقالی متهم کرده اند.
۵۵ آنلاین سودان بازداشت تلویزیون 

  

رئیسی: برای اصلاح الگوی مصرف برنامه‌ پیشنهاد شودرئیس جمهور با تأکید بر ضرورت تأمین انرژی پایدار برای رشد اقتصاد ایران و توجه به عدالت اجتماعی و حمایت از اقشار آسیب‌پذیر، گفت: دستگاه‌های اجرایی برنامه‌های پیشنهادی خود را در زمینه اصلاح الگوی مصرف و رعایت عدالت اجتماعی هر چه زودتر ارایه دهند.
فردا اصلاح الگوی مصرف رئیس جمهور ریاست جمهوری 

  

ارتقا رکورد عرضه هفتگی دلار/تقاضای یورو زیاد شدهفته گذشته سومین هفته پرتزریق سال برای یورو بود، اما قیمت این ارز در بازار آزاد به طور محدود رشد کرد، به نظر می‌رسد تقاضا برای یورو به دلایلی افزایش یافته و روند صعودی قیمت را موجب شده است.
اقتصادنیوز دلار یورو قیمت 

  

در دیدار رئیس جمهور با نمایندگان مجلس چه گذشت؟نائب رئیس فراکسیون انقلاب اسلامی گفت: دیدار رئیس جمهور با نمایندگان در قالب مجامع استانی عامل ارتقای روابط دولت و مجلس است.
فردا رئیس جمهور استان آذربایجان شرقی مجلس شورای اسلامی 

  

کری خوانی عجیب ستاره نساجی برای هواداران پرسپولیسحسین زامهران هافبک نساجی در آستانه دیدار با پرسپولیس در هفته دوم گفت : قطعا بازی با پرسپولیس یک بازی سخت خواهد بود ولی فکر می‌کنم می‌توانیم از این بازی امتیاز بگیریم
خانه فوتبال ستاره نساجی پرسپولیس 

  

قیمت جدید وانت نیسان دیزل ویژه آبان 1400 اعلام شدسایپا قیمت جدید وانت نیسان دیزل را ویژه آبان ماه 1400 اعلام کرد.
اقتصادنیوز قیمت نیسان سایپا 

  

اسراییل: ازسرگیری تمرین حمله هوایی به ایران پس از 2 سال توقفهفته گذشته نیز کانال 12 تلویزیون اسراییل گزارش داد که اسراییل برای حمله احتمالی به ایران 1.5 میلیارد دلار به بودجه نظامی خود افزوده است
۵۵ آنلاین نیروی هوایی ایران سازمان ملل متحد 

  

رستم قاسمی، وزیر راه: تجربیات تلخ مسکن مهر را تکرار نمی‌کنیموزیر راه و شهرسازی گفت: به هیچ عنوان دولت سیزدهم احداث مسکن در کشور را سیاسی نمی‌کند که به همین منظور تجربیات تلخ مسکن مهر را در طرح اقدام ملی مسکن جبران و اصلاح می‌کنیم
۵۵ آنلاین رستم قاسمی مسکن مهر مسکن 

  

جزئیاتی از استخدام در وزارت بهداشتوزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی به روسای دانشگاه های علوم پزشکی کشور دستور داد که حداکثر تا 10 آبان ماه سال جاری تمامی پذیرفته شدگان آزمون استخدامی وزارت بهداشت باید در مراکز پذیرفته شده فعالیت خود را آغاز کنند.
گسترش درمان وزارت بهداشت مجلس شورای اسلامی 

  

ستاره پرسپولیس مشکوک به کرونادلیل غیبت نعمتی در سفر پرسپولیس به اهواز مشخص شد
خانه فوتبال ستاره پرسپولیس خودرو 

  

آیت الله صافی گلپایگانی در دیدار رییس مجلس شورای اسلامی تاکید کرد: توصیه حقیر این است که باید با تمام کشورهای دنیا با عزّت و اقتدار رابطه داشته باشیم. اینکه با بسیاری از کشورها قهر باشیم صحیح نیست و به ضرر مردم عزیزمان است. شما باید با عقلانیت و تعامل سازنده، حقوق ملت را احقاق کنید...
نامه نیوز مجلس شورای اسلامی تهران قیمت 

  

واکنش تند ایران به اتهامات رژیم صهیونیستیایرنا/ نماینده جمهوری اسلامی ایران در کمیته سیاسی و استعمار زدایی مجمع عمومی سازمان ملل در پاسخ به تهدیدات رژیم صهیونیستی اظهار داشت: جامعه جهانی و سازمان ملل رژیم صهیونیستی را پاسخگوی اقدامات غیر انسانی خود سازند.
مثلث ایران جمهوری اسلامی ایران ایرنا 

  

ریزش قیمت دلار 29عصر پنجشنبه مهر 1400قیمت هر دلار آمریکا (اسکناس) امروز پنجشنبه 29 مهر 1400 در صرافی‌های بانکی به 26 هزار و 690 تومان رسید.
فردا قیمت دلار دلار آمریکا 

  اخبار داغ
  

پیش بینی بورس امروز 4 آبان 1400/مقاومت خریداران از مرز حیاتی شاخصاقتصادنیوز: خریداران در روز سه شنبه دوباره برای بازگشت شاخص به مرز 1.4 میلیون واحدی تحرکاتی را برای فشار به فروشندگان در سمت عرضه شکل میدهند.
اقتصادنیوز شاخص 

  

بورس‌های جهانی سبز شدنداقتصادنیوز: بیشتر شاخص های مهم بورسی در جهان سبزپوش شدند.
اقتصادنیوز شاخص 

  

ارزش روز سبد بورسی سهام عدالت 3 آبان 1400/ دور کاهشیاقتصادنیوز: ارزش روز سبد بورسی سهام عدالت با کاهش معناداری روبه رو شد.
اقتصادنیوز سهام عدالت سهام 

  

تاثیر منع تردد شبانه در کنترل کرونا از زبان زالیفرمانده ستاد مقابله با کرونا در کلانشهر تهران گفت: اگر در مقطعی مثلاً آمار بستری افزایش یافت می توان به عنوان یک بسته و مقطعی آن را اعمال کرد؛ اما اجرای مداوم آن را اثربخش نمی‌دانیم؛ البته حذف این طرح باید به دلیل عدم اثربخشی باشد و نباید موجب عادی‌انگاری شود.
اقتصادنیوز تهران 

  

ممنوعیت تردد شبانه کارایی ندارد/تجمعات کرونایی روز اتفاق می‌افتد به گزارش خبرگزاری مهر، علیرضا زالی، در جلسه ستاد مدیریت بیماری کرونا در کلانشهر تهران افزود: این طرح به اقتضای شرایطی که در این دوره داشتیم، تصمیم گیری شد و اکنون الگوی تهران کاملاً متفاوت است است و عمده تجمع‌ها در طول روز انجام می‌شود. وی ادامه داد: اکنون به دلیل طولانی شدن شب، تردد شبانه افزایش یافته است ضمن اینکه از نظر کنترل بیماری تردد شبانه خیلی کاربردی ندارد و البته حجم…
مهر نیروی انتظامی علیرضا زالی تهران 

  

معاملات این نمادهای بورسی تایید نشد + جدولبخشی از معاملات نماد گسترش صنایع و خدمات کشاورزی به تایید ناظر بازار نرسید.
گسترش جدول کشاورزی سهام 

  

خبرخوش سازمان جهانی بهداشت درباره شکست همه‌گیری کرونادبیرکل سازمان جهانی بهداشت در دومین روز از نشست بین‌المللی بهداشت در برلین از احتمال پیروزی بشریت بر همه گیری کرونا گفت وتاکید کرد که «امروز بشریت شانس و فرصت‌های زیادی برای شکست همه‌گیری کرونا در اختیار دارد...
۵۵ آنلاین سازمان ملل متحد سازمان ملل سازمان بهداشت جهانی 

  

دریافت مجوز واکسن کرونا انستیتوپاستور برای رده سنی بالای 2 تا 18 سالعلیرضا بیگلری رئیس انستیتو پاستور ایران و عضو کمیته ملی واکسن اظهار کرد: انستیتو پاستور توانسته واکسن موثری را برای رده سنی بالای 2 سال تا 18 سال مورد کارآزمایی قرار دهد و مجوز مصرف آن را نیز دریافت کند.
۵۵ آنلاین ایران کودکان ویروس 

  

چراغ سبز ستاد ملی کرونا به بازگشایی ترکیبی مدارسعلیرضا منادی سفیدان گفت: ما آمادگی این را داریم که مدارس را غیرحضوری کنیم اما با همه این آمادگی‌ها وزیر آموزش و پرورش اعلام کردند حضور در مدرسه اختیاری است.
اقتصادنیوز آموزش مدرسه 

  

فروش اوراق دولتی در بورس؛ خوب یا بد؟خسروشاهی، کارشناس بازار سرمایه گفت: انتشار اوراق دولتی لطمات زیادی برای بازارسرمایه به همراه دارد.
گسترش خودرو سرمایه دولت 

  

فوری /قیمت دلار تغییر کانال داد/دلار صعودی شدتا عصر امروز قیمت دلار در بازار آزاد به 27600تومان رسید و یورو هم با قیمت 32100تومان معامله شد.
فردا قیمت دلار یورو 

  

هشدار؛ شرایط کرونایی تهران شکننده است!محسن منصوری، استاندار تهران روز دوشنبه در پایان جلسه ستاد مقابله با کرونا استان تهران گفت: ما در تهران در شرایط حساسی قرار داریم که اگر کنترل نکنیم به زودی باید به استقبال پیک ششم ویروس کرونا برویم.
اقتصادنیوز تهران ویروس 

  

استاندار تهران: سیر کرونا در تهران نزولی شده است + ویدئومنصوری: هم اکنون هیچ شهرستان قرمز و نارنجی در استان وجود ندارد و باید از این شرایط مراقبت کرد./
۵۵ آنلاین تهران 

  

تاثیر حذف ارز 4200 تومانی بر صنایع بورسیشاخص کل در روزهای اخیر نزولی بوده است. در چنین شرایطی، کدام واقعیت‌های اقتصادی در کشور را باید در تحلیل آینده بازار بورس در نظر گرفت و صنایع بورسی پیشرو در بازار کدامند؟
گسترش ارز شاخص ایران 

  

بحران بورس تهران عمیق‌تر شد / شپنا و خودرو صدرنشینان جدول معاملاتاقتصادنیوز: امروز شاخص کل برای سومین روز پی در پی نزول کرد و کانال 1.4 میلیونی را از دست داد.
اقتصادنیوز بورس تهران تهران خودرو