مهر   |  فرهنگی  |  

کاندیداهای انتخابات مخاطب اصلی«جندلی مکلف»هستند/سکوت به خاطر شهدا

خبرگزاری مهر-گروه فرهنگ: کتاب «جندی مکلف» که به تازگی از سوی نشر کتابستان به چاپ دوم رسیده است دربرگیرنده خاطرات حسین اصغری از پاسداران سپاه حفاظت انصار است. خاطراتی که شرح اسارت یکی از محافظان سران سیاسی انقلاب در دهه شصت را روایت می‌کند. تا همین اندازه گفتن از کتاب نیز بدون شک خوانش آن را جذاب‌تر می‌کند اما وقتی بدانیم که اصغری تنها رزمنده اسیر شده در یگان خود و حرفه خود به…

کاندیداهای انتخابات مخاطب اصلی«جندلی مکلف»هستند/سکوت به خاطر شهدا

خبرگزاری مهر-گروه فرهنگ: کتاب «جندی مکلف» که به تازگی از سوی نشر کتابستان به چاپ دوم رسیده است دربرگیرنده خاطرات حسین اصغری از پاسداران سپاه حفاظت انصار است. خاطراتی که شرح اسارت یکی از محافظان سران سیاسی انقلاب در دهه شصت را روایت می‌کند. تا همین اندازه گفتن از کتاب نیز بدون شک خوانش آن را جذاب‌تر می‌کند اما وقتی بدانیم که اصغری تنها رزمنده اسیر شده در یگان خود و حرفه خود به شمار می‌رود، خوانش خاطرات او بدون شک جذاب‌تر نیز خواهد بود. به بهانه تجدید چاپ این کتاب با وی و نیز محسن صالحی‌خواه به عنوان گردآورنده این اثر گفتگویی داشتیم که در ادامه می‌خوانید:

در این یکی دو روزی که این کتاب را می‌خواندم به این مساله بسیار فکر می‌کردم  که از کجا صحبت کردن با شما را شروع کنم. در نهایت چیزی که به فکرم رسید این بود که از شما سوال کنم فیلم «بادی‌گارد» آقای حاتمی‌کیا را دیده‌اید؟

اصغری: بله.

اشاره‌هایی که در این فیلم به زندگی یک محافظ می‌شود و صحبت‌هایی که آقای پرستویی در مقام آن محافظ با مافوق و خانواده و دوستان خود دارد با بخشی از سرگذشت زندگی شما که در این کتاب روایت می‌شود شباهت زیادی دارد. دوست دارم بدانم اگر شما جای آن محافظ و به اصطلاح بادیگارد این فیلم بودید، چه واکنشی از خود نشان می‌دادید؟

اصغری: فیلمی که آقای حاتمی‌کیا در مورد یک بادیگارد یا محافظ درست کرد نمایش دهنده شخصیتی است که به نظرم در برخی مواقع که با چالش جدی روبرو می‌شود انتخاب به موقع و خوبی دارد. حالا من نمی‌دانم که ایشان با چه سناریویی کار را ساختند اما من بعد از آزادی‌ام از اسارت نیز دوباره همان کار قبلی‌ام را شروع کردم.

و کسی هم از نظر حفاظتی به شما نگفت چون اسیر بودید و مشخص نیست در آن دوران بر سر شما چه آمده نمی‌توانید دوباره محافظ باشید؟

چرا. گفتند. بعد از اسارت وقتی به محل کار سابقم بازگشتم و خواستار بازگشت به کار شدم مدت زیادی من را معطل کردند با این بهانه که پرونده شما در دست بررسی است. خاطر هست روزی یکی از دوستانم در خیابان پاستور به من فهماند که به خاطر اتفاقی که برایم افتاده، دستور آمده که به کارگیری نشوم. آن روز که این حرف‌ها را شنیدم خوب یادم هست. دنیا داشت روی سرم خراب می‌شد. من تنها فردی بودم که از بخش حفاظت اشخاص اسیر شده بود و  تحقیق و کسب اطلاع درباره من کار سختی نبود اما چنین تصمیمی داشتند برای من می‌گرفتند.

در اوج ناامیدی همان روزی که دست رد به سینه‌ام خورد، در میدان پاستور یکی از دوستانم را دیدم. دید حال و روزم خیلی خوب نیست. ناهار را با هم بودیم و در جریان غذا خوردن از قضیه مطلع شد. آن بنده خدا شد وسیله خیر و ترتیبی داد برای ادامه کارم. بعد از اسارت منتقل شدم سپاه حفاظت از ولی امر و حدود 3 سال آنجا خدمت کردم. بعد برگشتم سپاه انصار و از صفر شروع کردم.

البته این را هم بگویم که من کارم را با ماجرای جبهه و اسارت تفکیک کرده‌ام؛ یعنی تمام سنواتی که در منطقه بودم و منجر به اسارت شد را در یک سپرده بلندمدت گذاشتم و از آن خرج نکردم. وقتی هم که آزاد شدم نیامدم بگوییم من چنین عقبه‌ای داریم و الآن جای من کجاست؟ من دوباره در حفاظت کار خودم را شروع کردم گرچه برخی جاهایش طعم خوشی نداشت.

پرویز پرستویی جایی در فیلم بادیگارد  و در زمانی از کار حفاظت خسته شده است، می‌گوید من را از این کاری که تا حالا می‌کردم جدا کنید و به جای دیگری بفرستید و حتی بازنشسته کنید، می‌خواهم بدانم شما از کاری که داشتید احساس خستگی هم کردید و اصلا شد به این فکر کنید که دیگر بست است سراغ ماجرای دیگر بروم؟

 اینکه بگویم خسته شدم به واقع اینطور نبود ولی بعد اسارت که به کار برگشتم یکسری کارها داشت شکل می‌گرفت که به مزاج من خوش نمی‌آمد ولی چون رفتن به جبهه برای من امری اعتقادی و برپایه امر حضرت امام(ره) بود و زنده ماندن من هم امری خدایی و در ادامه باید مطیع امر ولایت می‌بودیم، ساکت ‌نشستیم و گوش به فرمان هر چه ایشان بگویند. البته اذعان می‌کنم که یکسری جاها  گله و انتقاد داشتیم ولی سکوت اختیار کردیم چون رهبری بالا سر کار نظام بودند و سعی ‌کردیم تنها مطیع ایشان باشیم. رفتن به جبهه و ماندن در اسارت و را هم با همین باور به جلو برده بودم.

کتاب «جندی مکلف» مقطع خاصی از زندگی حسین اصغری به عنوان یک نیروی فعال در بخش حفاظت از شخصیت‌های درجه اول سیاسی نظام را روایت می‌کند. مقطعی که در آن چنین نیرویی به جبهه می‌رود و  اسیر می‌شود. کتاب به‌طور مشخص روی موضوع اسارت متمرکز است ولی پیش و پس از آن را ناگفته باقی می‌گذارد. چرا این دو بخش ابتدایی یعنی ماجرای حضور شما در سپاه و نوع پیوستن شما به حفاظت در کتاب نمی‌آید و بعد با پایان اسارت شما کتاب به اتمام می‌رسد. به خاطر این، این سؤال را می‌پرسم، چون برای مخاطب این کتاب، وجوه کاری شما در سپاه قبل از اسارت و بعد از آن جذابیت قابل‌توجهی دارد.

صالحی‌خواه: حرف شما کاملاً درست است. تمامی کتابهای مشابه مانند زندان الرشید و فرار از موصل و حتی «دا» و «من زنده‌ام» همه از یک مقطعی قبل از شروع ماجرای اصلی آغاز می‌شود و مدتها پس از واقعه اصلی را هم روایت می کند. اما خودتان هم بیان کردید که به این موضوع یعنی اسارت یک محافظ در جبهه تابه‌حال پرداخته نشده است. حاج‌آقای اصغری که بزرگواری کردند به ما اعتماد و صحبت کردند هم 30 سال سابقه کار امنیتی دارند و اصلاً این‌طور تربیت نشده‌اند که از ب بسم‌الله شروع کنند به روایت کار و زندگی خود. من هم به عنوان نویسنده کار می‌دانم که ما در این کتاب اگر وارد بخش‌های کاری زندگی ایشان می‌شدیم بسیار جذاب‌ بود به ویژه اینکه ایشان تنها آزاده یگان حفاظت از شخصیت‌ها هستند. نمی‌دانم بعد از اسارت ایشان از حفاظت به کسی اجازه دادند جنگ برود یا خیر؟

اسارت در این یگان همین یک‌بار اتفاق افتاد و به همین خاطر موضوع خیلی بکری برای بازگویی بود. اگر ما برای این روایت به سراغ مسائل کاری می‌رفتیم، به خاطر نوع کارشان در حفاظت از شخصیت‌های سیاسی اجازه انتشار پیدا نمی‌کردیم. همین الآن هم که این را می‌گویم استرس مواجهه با بخش حفاظت‌ همراهم است. تعارف که نداریم آقای اصغری پیش از حضور در جبهه محافظ شخصیت‌هایی چون آقای خوئینی‌ها، موسوی، مرحوم هاشمی و ناطق نوری بوده است و ما وارد این وجهه از زندگی هر کدام‌ از این اشخاص می‌شدیم حتی تنها به‌عنوان تاریخ شفاهی، بدون شک وارد حاشیه‌های متعددی می‌شدیم. من روزنامه‌نگار هستم و محیط رسانه را از صفر تا صد می‌شناسم. در شرایطی که شما آب هم می‌خورید می‌تواند سیاسی ‌شود باید مواظب بود. من از این می‌ترسیدم که با این ورودها کار به حاشیه برود و اصل قصه گم شود؛ یعنی مردم این قصه را نشنوند که محافظی بود با آن گنجینه اطلاعات که اسیر شد، بگویند محافظ فلانی و فلانی بود که اسیر شد. ما با فلانی‌ها کار نداریم با اصل قصه کار داریم. به همین خاطر به این قصه نپرداختیم.

بعد از آزادی هم حاج‌آقا اصغری که مدتی محافظ آقا بودند و دوباره وارد فاز سیاسی می‌شوند. تمام سعی من این بود از این بخش از زندگی ایشان هم فرار کنم. یعنی سیاسیون قبل و بعد از اسارت را قلم گرفتیم. قبلا عرض کردم که حاج حسین در کدام تیم‌های حفاظتی بودند قبل از اسارت. بعد از بازگشت به مجموعه انصار هم دوباره جزو تیم مرحوم آقای هاشمی بودند تا آخر دوران ریاست‌جمهوری، پس از آن سرتیم حفاظت محسن رضایی دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام شدند و تا آخر خدمت هم با آقای ضرغامی بودند. این بخش‌ها را فاکتور گرفتم هر چند می‌دانم که جذابیت می‌توانست داشته باشد.

آقای اصغری شما هم تمایل نداشتید که کتاب وارد فضای کاری شما نشود؟

اصغری: آقا محسن خوب به این مسئله پرداختند. یکسری اشخاص که من حفاظت آنها را سالها قبل بر عهده داشتم الآن هم در نظام مشغول به کار هستند و ممکن است برخی از معذوریت‌ها را داشته باشند. ما نمی‌توانستیم به آن اشخاص بپردازیم. با این همه این کتاب در همین وضعیت فعلی هم همانندی ندارد برخی از کارشناسان که آن را خواندند به من گفتند این کتاب جَو بالاتر از جَو فعلی را هم شکانده است، شما به تصاویر پایانی کتاب مراجعه کنید و سابقه کاری من را در خلال آنها تصور کنید و بعد به متن کتاب رجوع کنید تا متوجه منظورم شوید.

در چنین فضای عجیب و غریبی و البته حفاظت شده‌ای که کار شما دارد  چه شد که تصمیم گرفتید این سکوت طولانی‌مدت را بشکنید و صحبت کنید؟

 دو انگیزه مهم این اتفاق را رقم زد. نخست خانواده شهدا و مفقودین بودند. بله بعد از آزادی من، خانواده‌های بسیاری پیش من می‌آمدند و عکس بچه، شوهر یا برادرشان را می‌آوردند اگر خبری از آنها دارم بگویم. در این زمینه حرف‌هایی می‌خواستم بزنم که همواره از بیانش امتناع می‌کردم. نمی‌خواستم حرفی بزنم که اگر یکی از این‌ها زخمی از نبود فرزند یا همسر یا پدرش دارد رویش نمک نپاشم اما وقتی دیدم کسی نیست که پاسخی دقیق به این خانواده‌ها بدهد گفتم الآن می‌توانم حرف بزنم. دومین انگیزه من درست در چند دوره از انتخابات ریاست جمهوری شکل گرفت. دیدم اشخاصی که کاندید ریاست جمهوری می‌شوند می‌آیند اسرار نظام یا اتفاقاتی که هنوز صلاح نیست عمومی شود را پشت تریبون‌ها و در مناظره‌ها با صدای بلند می‌گویند تا اینکه چند رأی خاکستری را به سمت خود بکشانند. با خودم گفتم اگر قرار بود این‌ها را همه بدانند تا الان گفته شده بود. شما در  رسانه هستید و می‌فهمید چه می‌گویم. الان کتاب‌هایی در برخی از کشورها و از جمله آمریکا منتشر می‌شود که راوی بخش حساسی از تاریخ آنهاست و حتی از آنها فیلم هم درست می‌کنند ولی مثلا 30 سال از آن واقعه گذشته است. مثلا حالا چقدر وقت از ماجرای 28 مرداد گذشته که تازه دارند اسنادش را منتشر می‌کنند؟ ما در عصری زندگی می‌کنیم که هنوز تمام نشده است اما این افراد به خاطر جمع‌کردن چند رأی، حرف‌هایی را می‌گویند که از آن‌هایی که دلشان با انقلاب نیست هم رأی بگیرند. این قضیه برای من کمی سنگین بود. با خودم می‌گفتم من با این حجم از اسرار شخصی سیاسیون و مسائل کشور آنجا اسیر شدم و سعی کردم خودم و آنچه می‌دانم را حفظ کنم. در اسارت خدا لطف کرد و به خاطر حضرت زهرا و فرزندانشان لو نرفتم و 30 سال بعد در جریان نوشتن این کتاب هم گفتیم که آنچه می‌دانیم اسراری است که قرار نیست به تشخیص ما منتشر شود. چرا پس این اتفاق توسط برخی دیگر داشت رخ می‌داد. باید در این زمینه با زبان کنایه حرف می‌زدم. باید می‌گفتیم که چطور از این اسرار حفاظت شده و چطور باید بشود.

نکته دومی که اشاره داشتید خیلی نکته درستی است و من به آن تصدیق می‌کنم. و با این حساب باید بگویم که کتاب شما بیشتر از متنش سرشار از ناگفته‌ها و طعن و کنایه‌های شماست.

 بعد از اینکه این کتاب به چاپ رسید برخی محافل برای سخنرانی از من دعوت کردند، الآن یک صفحه و نیم‌صفحه آخر کتاب در چاپ اول و دوم سفید است و در آن سفیدی نوشته بیشتری از متن خوابیده است. این‌طرف کتاب مطلب بیشتری برای بیان شدن داشت که  اگر می‌خواستیم آن را کامل بیاوریم طبعاً شاید خیلی جاها خیلی بیشتر از این از من طلب می‌کردند. ما ملاحظات را در نظر گرفتیم. گرایشات سیاسی هم نداشتم. بسیاری از دوستان از جناح‌های سیاسی کشور طی این سال‌ها به من پیشنهاد داده بودند که بیایید این کتاب را با هدفی که ما می‌گوییم بنویسیم و ما هم کنار آن می‌ایستیم و شاید شرایط مادی خوبی هم ایجاد می‌کردند اما هیچ‌کدام از این کارها را نکردم.

اگر این کتاب چاپ شد و چنین فضایی ایجاد کرد انگیزه‌مان این بوده که این آقایانی که الآن سمتی دارند و یا کاندیدای انتخابات هستند بدانند که برای حفاظت از اسرار کشور چنین انگیزه‌هایی در میان بوده است، خودم را نمی‌گویم. من که رقمی نیستم، به واقع نیستم. روی سخنم با شهداست. سعی کردم با این کتاب نشان دهم چه کسانی که به خاطر این انقلاب، جنگ و نظام جانشان را دادند. درباره‌شان بسیار حرف دارم و در کنارشان یک سرباز بودم.

درباره اسم عجیب کتاب هم توضیح بدهید

 جُندی مُکَلَّف یعنی سرباز وظیفه. به خاطر آن ملاحظاتی که می‌دانید  در اسارت فضایی حاکم بود که من به این نتیجه رسیدم که همان سرباز وظیفه شناخته شوم. سرباز خودش را سرباز می‌داند و هیچ‌چیزی را بالاتر از سرباز نمی‌داند، گرچه اخباری بیشتر از افراد دیگر دارد؛ اما او سعی می‌کند سرباز بودن خودش را حفظ کند و در همان حیطه سربازی‌اش بماند. ما در این زمینه و در فرهنگ اسارت خیلی حرف داریم و اتفاقا همین مساله هم خط‌های قرمزهای کتاب را ساخت. سربسته بگویم که کتاب در رده‌بندی تاریخی قرار می‌گیرد اما آنها که باید بخوانند متوجه می‌شوند که در آن نویسنده و راوی به کسانی پرداخته‌اند که می‌دانند خیلی بیشتر از این‌ها خبر دارد و تا الان چیزی بروز نداده است.

می‌شود شفاف‌تر توضیح بدهید؟

 درباره اشخاصی صحبت می‌کنم که با ما در اسارت بودند و رفتارهایی که از آنها سر زد. شاید اگر همه حرف‌هار ا جمع کنیم کنار هم کتاب جذابی از آن دربیاید و بشود حتی از آنها فیلم ساخت اما به جهت اینکه همه حی هستیم نمی‌توانیم این‌طور بپردازیم. چه‌بسا یک روزی فضا و شرایط طوری شود که بتوانیم راحت‌تر درباره آن روزها صحبت کنیم.

پس کتاب شما یکسری مخاطبان خاص دارد که این پیام را دریافت می‌کنند که یادتان باشد که چه بود و چه اتفاقی افتاد، تلنگری است به یکسری افرادی که فقط شما می‌شناسید و احتمالاً خودشان با آن آشنا هستند،

اشخاصی که کنایه‌پذیر باشند به راحتی متن را درک می‌کنند ظرافت این کتاب که آقای صالحی‌خواه زحمتش کشیدند به کنایی بودنش است. کسی که با دل گوش دهد کنایه‌هایش را می‌تواند بپذیرد وگرنه فکر نکنم چیز دیگری داشته باشد.

ادامه دارد...

انتخابات ریاست جمهوری سربازی ریاست جمهوری 



  اخبار برگزیده
  

باشگاه استقلال به شایعات نقل و انتقالاتی واکنش نشان دادباشگاه استقلال به شایعات نقل و انتقالاتی که این روزها در رسانه‌ها مطرح می‌شود واکنش نشان داد.
برنا باشگاه استقلال استقلال رسانه 

  

چراغ سبز برانکو به بازگشت طارمیاحتمالا در نقل و انتقالات بازیکن سابق قرمز ها بار دیگر به جمع سرخپوشان اضافه می‌شود.
برنا برانکو مهدی طارمی باشگاه پرسپولیس 

  

پرسپولیس تیم متعصبی است/ سپاهان شانس بیشتری برای برد داردسرمربی سابق تیم فوتبال سپاهان گفت: بزرگترین شاخصه تیم پرسپولیس تعصب آن است همه فکر می‌کردند پرسپولیس چون نتوانسته در پنجره نقل و انتقالات یارگیری کند حالا در بازی‌های آسیایی و لیگ ناموفق است بازیکنانش خسته شده و آسیب دیدگی پیدا کرده‌اند...
برنا پرسپولیس استقلال باشگاه سپاهان 

  

استقلال روند صعودی خود را با قدرت ادامه می‌دهد/ تیم باید نقاط ضعفش را در آسیا ترمیم کند/ پدیده را در تهران می‌بریم و به کورس قهرمانی می‌رسیمپیشکسوت باشگاه استقلال گفت: سومین برد پیاپی استقلال بیانگر این است که تیم روند صعودی خود را با قدرت ادامه می دهد.
برنا باشگاه استقلال استقلال ایران 

  

انفجار انتحاری در چابهارمعاون امنیتی و انتظامی استاندار سیستان و بلوچستان از انفجار یک خودروی بمب گذاری شده در چابهار خبر داد.
برنا انفجار 

  

جایگزین انصاری در استقلال مشخص شدبازیکن سابق استقلال بار دیگر در فصل نقل و انتقالات به جمع آبی‌ها اضافه می‌شود.
برنا استقلال فوتبال قزاقستان 

  

مهر تایید بازگشت جباروف به استقلال!بازیکن اسبق استقلال در آستانه پیوستن به این تیم قرار دارد.
برنا باشگاه استقلال استقلال 

  

تا می توانید مغز بخورید و فرقی نمی کند از کدامیک از مغزها استفاده کنید. بادام، بادام زمینی، فندوق... همگی پر خاصیت هستند.
برنا سرطان پروستات رژیم غذایی مغز 

  

پیش‌بینی پدیده استقلال درست از آب درآمدمهاجم استقلال می گوید این تیم با حمایت می تواند نتایج بهتری کسب کند.
برنا باشگاه استقلال استقلال بازی 

  

استقلال و سپاهان نقره داغ شدندکمیته انضباطی آرای خود را در خصوص برخی از تیم های لیگ برتری صادر کرد.
برنا باشگاه استقلال استقلال استقلال خوزستان 

  اخبار داغ
  

تشریح نوسانات ارز بر تعداد زندانیان مهریه از زبان یک نماینده مجلسیک نماینده مجلس تأثیر نوسانات بازار ارز بر تعداد زندانیان مهریه را تشریح کرد.
تسنیم ارز نرخ ارز خبرنگار 

  

صدای پزشکان هم در آمد/ملزوماتی که با کاهش نرخ دلار ارزان نمی شوندبا توجه به نوسانات نرخ ارز و بالارفتن قیمت برخی از ملزومات مصرفی پزشکان، تعدادی از شرکت‌های تجهیزات پزشکی نه تنها حاضر به کاهش قیمت این لوازم مصرفی نیستند بلکه بر افزایش قیمت آنها تأکید دارند.
فارس نرخ ارز دلار ارز 

  

فوتبال جهان|ژوزه مورینیو: اگر میلیونر بودم روی فوتبال سرمایه‌گذاری نمی‌کردم/ هیچ کس به اندازه من برای منچستریونایتد ارزش قائل نیستفوتبال جهان - ژوزه مورینیو از بازیکنانش خواست به جای توجه بازی آینده در لیگ برتر انگلیس مقابل لیورپول روی جدال آخر خودشان در لیگ قهرمانان اروپا تمرکز کنند.
تسنیم فوتبال ژوزه مورینیو سرمایه 

  

دروازه‌بان سابق پرسپولیس و تیم ملی مدعی است قادر به بازگشت به فوتبال ایران است و می‌تواند بار دیگر در دروازه تیم‌های لیگ برتری بازی کند.
ورزش۳ بازی فوتبال پرسپولیس 

  

دانش آموزان تبریزی در جشنواره خوارزمی خوش درخشیدندتبریز- ایرنا - سه طرح دانش آموزان تبریز به عنوان رتبه های برگزیده کشوری بیستمین جشنواره جوان خوارزمی معرفی شدند.
ایرنا تبریز ایرنا آموزش 

  

​میثاق معمارزاده: می‌خواهم به فوتبال برگردم! / در پرسپولیس مرا به انزوا بردنددروازه‌بان سابق پرسپولیس و تیم ملی مدعی است قادر به بازگشت به فوتبال ایران است و می‌تواند بار دیگر در دروازه تیم‌های لیگ برتری بازی کند.
ایلنا زمین فوتبال باشگاه پرسپولیس 

  

نگاهی به وضعیت امروز بازار ارز و سکهامروز طلا و سکه و ارز در حد قابل توجهی کاهش قیمت را تجربه کردند. به گزارش ایسنا، در لحظه ارسال این گزارش هر عدد سکه طرح جدید تمام بهار آزادی سه میلیون و 600 هزار تومان و هر عدد سکه طرح قدیم سه میلیون و 450 هزار تومان معامله می‌شود. همچنین نیم سکه یک … نوشته نگاهی به وضعیت امروز بازار ارز و سکه اولین بار در انصاف نیوز پدیدار شد.
انصاف‌نیوز بهار ارز نرخ ارز 

  

بررسی اثر پیمان‌سپاری ارزی بر صادرات فرش دستبافتهران- ایرنا- بازخوانی سیاست‌ها و تحولات اقتصادی دوره‌های مختلف نشان می‌دهد کاهش ارزش پول ملی، افزایش تسهیلات صادراتی و لغو پیمان‌سپاری ارزی در اوایل دهه 70 بیشترین اثر مثبت را بر صادرات فرش داشت اما با بازگشت دوباره این قانون در سال 1373 صادرات فرش ایران دوباره محدود شد.
ایرنا صادرات غیرنفتی فرش تهران